babbler

[ایالات متحده]/ˈbæblər/
[بریتانیا]/ˈbæblər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور مفرط یا بی‌معنی صحبت می‌کند.
Word Forms
جمعbabblers

عبارات و ترکیب‌ها

babbler in chief

مدیر سخنران

a notorious babbler

یک سخنران مشهور

a harmless babbler

یک سخنران بی‌ضرر

the incessant babbler

سخنران بی‌وقفه

an annoying babbler

یک سخنران آزاردهنده

جملات نمونه

the babbler is known for its constant chatter.

فضول بودن او به دلیل صحبت‌های مداومش شناخته شده است.

she is a notorious babbler at parties.

او در مهمانی‌ها یک فضول معروف است.

his babbler tendencies often annoy his friends.

تمایل او به فضول بودن اغلب دوستانش را آزار می‌دهد.

the babbler's song is a delightful sound in the morning.

آهنگ فضول یک صدای دلپذیر در صبح است.

babblers are social birds that enjoy being in groups.

فضول‌ها پرنده‌های اجتماعی هستند که از بودن در گروه‌ها لذت می‌برند.

he tends to be a babbler when he's nervous.

وقتی عصبی است، معمولاً فضول می‌شود.

the babbler can mimic other birds' calls.

فضول می‌تواند صدای پرنده‌های دیگر را تقلید کند.

as a babbler, she loves to share gossip.

به عنوان یک فضول، او عاشق به اشتراک گذاشتن شایعات است.

the babbler's presence filled the room with noise.

حضور فضول اتاق را با سر و صدا پر کرد.

listening to a babbler can be exhausting.

گوش دادن به یک فضول می‌تواند خسته‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید