| زمان گذشته | bamboozled |
| شکل سوم شخص مفرد | bamboozles |
| قسمت سوم فعل | bamboozled |
| جمع | bamboozles |
| صفت یا فعل حال استمراری | bamboozling |
bamboozle (sb.) into (doing)
فریب دادن (کسی) برای (انجام دادن)
bamboozle (sb.) out of
فریب دادن (کسی) برای دزدیدن
He was bamboozled into joining the club.
او فریب خورد و به عضویت باشگاه در آمد.
he bamboozled Canada's largest banks in a massive counterfeit scam.
او بزرگترین بانکهای کانادا را در یک طرح کلاهبرداری بزرگ فریب داد.
She bamboozled Grandfather into marrying her.
او پدربزرگ را فریب داد تا با او ازدواج کند.
He bamboozled the old lady out of her diamond ring.
او پیرزن را فریب داد تا انگشتر الماسش را بدزدد.
He bamboozled his professors into thinking that he knew the subject well.
او اساتیدش را فریب داد تا فکر کنند که او موضوع را به خوبی میداند.
When have I ever been so easily bamboozled?
چه زمانی تا به حال به این آسانی فریب خورده ام؟
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsWith all due respect, you guys have been bamboozled.
با احترام کامل، شماها فریب خورده اید.
منبع: NPR News July 2015 CompilationI personally would be utterly bamboozled by all those buttons and knobs, ” said Dedalus.
من شخصا در برابر همه آن دکمه ها و اهرم ها کاملا گیج می شدم،” ددالوس گفت.
منبع: Harry Potter and the Deathly HallowsThey're not trying to " bamboozle" anyone.
آنها سعی نمی کنند کسی را فریب دهند.
منبع: CNN 10 Student English April 2019 CollectionBut you don't wanna be bamboozled.
اما نمی خواهید فریب بخورید.
منبع: Universal Dialogue for Children's AnimationAnd today Netflix trounces the traditional cable TV firms which love to bamboozle customers.
و امروزه نتفلیکس بر شرکت های تلویزیون کابلی سنتی غلبه می کند که عاشق فریب دادن مشتریان هستند.
منبع: The Economist (Summary)I totally bamboozled him into giving me your address, which I never should've had to do.
من به طور کامل او را فریب دادم تا آدرس شما را به من بدهد، که هرگز نباید این کار را انجام می دادم.
منبع: Out of Control Season 3The post was accompanied by footage of the boy bamboozling opponents with his dribbling, despite his disability.
این پست با فیلمی از پسری همراه بود که با وجود ناتوانی اش، حریفان را با دریبل زدن فریب می داد.
منبع: Basketball English ClassI remember everyone who's ever bamboozled me into giving them a top-of-the-line laptop.
من همه کسانی را به خاطر دارم که تا به حال مرا فریب داده اند تا یک لپ تاپ درجه یک به آنها بدهم.
منبع: Suits Season 3I'm like what are the odds I get bamboozled here.
من مثل اینم که شانس اینکه اینجا فریب بخورم چقدر است؟
منبع: Fantasy Football Playerbamboozle (sb.) into (doing)
فریب دادن (کسی) برای (انجام دادن)
bamboozle (sb.) out of
فریب دادن (کسی) برای دزدیدن
He was bamboozled into joining the club.
او فریب خورد و به عضویت باشگاه در آمد.
he bamboozled Canada's largest banks in a massive counterfeit scam.
او بزرگترین بانکهای کانادا را در یک طرح کلاهبرداری بزرگ فریب داد.
She bamboozled Grandfather into marrying her.
او پدربزرگ را فریب داد تا با او ازدواج کند.
He bamboozled the old lady out of her diamond ring.
او پیرزن را فریب داد تا انگشتر الماسش را بدزدد.
He bamboozled his professors into thinking that he knew the subject well.
او اساتیدش را فریب داد تا فکر کنند که او موضوع را به خوبی میداند.
When have I ever been so easily bamboozled?
چه زمانی تا به حال به این آسانی فریب خورده ام؟
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsWith all due respect, you guys have been bamboozled.
با احترام کامل، شماها فریب خورده اید.
منبع: NPR News July 2015 CompilationI personally would be utterly bamboozled by all those buttons and knobs, ” said Dedalus.
من شخصا در برابر همه آن دکمه ها و اهرم ها کاملا گیج می شدم،” ددالوس گفت.
منبع: Harry Potter and the Deathly HallowsThey're not trying to " bamboozle" anyone.
آنها سعی نمی کنند کسی را فریب دهند.
منبع: CNN 10 Student English April 2019 CollectionBut you don't wanna be bamboozled.
اما نمی خواهید فریب بخورید.
منبع: Universal Dialogue for Children's AnimationAnd today Netflix trounces the traditional cable TV firms which love to bamboozle customers.
و امروزه نتفلیکس بر شرکت های تلویزیون کابلی سنتی غلبه می کند که عاشق فریب دادن مشتریان هستند.
منبع: The Economist (Summary)I totally bamboozled him into giving me your address, which I never should've had to do.
من به طور کامل او را فریب دادم تا آدرس شما را به من بدهد، که هرگز نباید این کار را انجام می دادم.
منبع: Out of Control Season 3The post was accompanied by footage of the boy bamboozling opponents with his dribbling, despite his disability.
این پست با فیلمی از پسری همراه بود که با وجود ناتوانی اش، حریفان را با دریبل زدن فریب می داد.
منبع: Basketball English ClassI remember everyone who's ever bamboozled me into giving them a top-of-the-line laptop.
من همه کسانی را به خاطر دارم که تا به حال مرا فریب داده اند تا یک لپ تاپ درجه یک به آنها بدهم.
منبع: Suits Season 3I'm like what are the odds I get bamboozled here.
من مثل اینم که شانس اینکه اینجا فریب بخورم چقدر است؟
منبع: Fantasy Football Playerلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید