bartered goods
کالای مبادله شده
they bartered
آنها مبادله کردند
bartered for
برای مبادله دادن
bartering system
سیستم مبادله
bartered with
با مبادله کردن
bartering agreement
قرارداد مبادله
she bartered
او مبادله کرد
bartered items
کالاهای مبادله شده
bartered away
از دست دادن مبادله
bartering process
فرآیند مبادله
we bartered our old car for a used motorcycle.
ما ماشین خود را با یک موتور سیکلت قدیمی تبادل کردیم.
the children bartered their toys with each other at recess.
کودکان با یکدیگر بازیگوشیهای خود را در زمان استراحت تبادل کردند.
the sailors bartered trinkets with the island natives.
دریانوردان با سکههای گرانقیمت با ساکنین جزیره تبادل کردند.
they bartered services, offering help with gardening in exchange for cooking lessons.
آنها خدمات خود را تبادل کردند، کمک در گیاهان را در مقابل درسهای پختوپزیدن ارائه میدادند.
in the old days, people often bartered goods for other goods.
در گذشته مردم اغلب کالاها را با کالاهای دیگر تبادل میکردند.
the farmer bartered his surplus wheat for livestock feed.
کشاورز گندم اضافی خود را با غذای حیوانات تبادل کرد.
she bartered a song for a place to sleep.
او یک آهنگ را با یک جایی برای خوابیدن تبادل کرد.
the explorers bartered with the local tribe for safe passage.
کاشفان با قبله محلی برای عبور امن تبادل کردند.
he bartered his skills as a carpenter for food and shelter.
او مهارتهای خود به عنوان چوبکار را با غذا و پناهگاه تبادل کرد.
the antique dealer bartered for rare coins at the auction.
فروشنده اثرات باستانی در جمعآوری سکههای نادر در مزایده تبادل کرد.
the two families bartered land to expand their farms.
دو خانواده زمین را تبادل کردند تا مزارع خود را گسترش دهند.
bartered goods
کالای مبادله شده
they bartered
آنها مبادله کردند
bartered for
برای مبادله دادن
bartering system
سیستم مبادله
bartered with
با مبادله کردن
bartering agreement
قرارداد مبادله
she bartered
او مبادله کرد
bartered items
کالاهای مبادله شده
bartered away
از دست دادن مبادله
bartering process
فرآیند مبادله
we bartered our old car for a used motorcycle.
ما ماشین خود را با یک موتور سیکلت قدیمی تبادل کردیم.
the children bartered their toys with each other at recess.
کودکان با یکدیگر بازیگوشیهای خود را در زمان استراحت تبادل کردند.
the sailors bartered trinkets with the island natives.
دریانوردان با سکههای گرانقیمت با ساکنین جزیره تبادل کردند.
they bartered services, offering help with gardening in exchange for cooking lessons.
آنها خدمات خود را تبادل کردند، کمک در گیاهان را در مقابل درسهای پختوپزیدن ارائه میدادند.
in the old days, people often bartered goods for other goods.
در گذشته مردم اغلب کالاها را با کالاهای دیگر تبادل میکردند.
the farmer bartered his surplus wheat for livestock feed.
کشاورز گندم اضافی خود را با غذای حیوانات تبادل کرد.
she bartered a song for a place to sleep.
او یک آهنگ را با یک جایی برای خوابیدن تبادل کرد.
the explorers bartered with the local tribe for safe passage.
کاشفان با قبله محلی برای عبور امن تبادل کردند.
he bartered his skills as a carpenter for food and shelter.
او مهارتهای خود به عنوان چوبکار را با غذا و پناهگاه تبادل کرد.
the antique dealer bartered for rare coins at the auction.
فروشنده اثرات باستانی در جمعآوری سکههای نادر در مزایده تبادل کرد.
the two families bartered land to expand their farms.
دو خانواده زمین را تبادل کردند تا مزارع خود را گسترش دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید