battler

[ایالات متحده]/ˈbæt.lər/
[بریتانیا]/ˈbæt.lər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنگجو; مبارز; Battler (اسم خاص)
Word Forms
جمعbattlers

عبارات و ترکیب‌ها

a true battler

یک جنگجو واقعی

everyday battler

جنگجوی روزمره

life’s a battler

زندگی یک مبارزه است

a lifelong battler

یک جنگجوی مادام العمر

جملات نمونه

the battler fought bravely in the ring.

جنگجو با شجاعت در رینگ مبارزه کرد.

she is a true battler, never giving up.

او یک جنگجو واقعی است، هرگز تسلیم نمی شود.

the battler trained hard for the championship.

جنگجو برای قهرمانی سخت تمرین کرد.

his story as a battler inspires many.

داستان او به عنوان یک جنگجو الهام بخش بسیاری است.

in life, every battler faces challenges.

در زندگی، هر جنگجو با چالش ها روبرو می شود.

the battler's determination was unmatched.

عزیمت جنگجو بی‌نظیر بود.

she became a battler after overcoming her fears.

او پس از غلبه بر ترس هایش به یک جنگجو تبدیل شد.

the battler received a standing ovation.

جنگجو تشویق ایستاده دریافت کرد.

as a battler, he learned to adapt quickly.

به عنوان یک جنگجو، او یاد گرفت که به سرعت خود را با شرایط وفق دهد.

the community supports every battler in need.

جامعه از هر جنگجویی که به کمک نیاز دارد حمایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید