beautified

[ایالات متحده]/bjuːˈtɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˌbjuːtəˈfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از beautify

عبارات و ترکیب‌ها

beautified the landscape

زیبا کردن منظره

beautified her appearance

ظاهرش را زیباتر کرد

beautified her story

داستانش را زیباتر کرد

beautified her handwriting

خط دستش را زیباتر کرد

جملات نمونه

the garden was beautified with colorful flowers.

باغ با گل‌های رنگارنگ زیبا شده بود.

she beautified her room with new decorations.

او اتاق خود را با تزئینات جدید زیبا کرد.

the city was beautified for the upcoming festival.

شهر برای جشنواره آینده زیبا شد.

they beautified the park with new benches and pathways.

آنها پارک را با نیمکت‌ها و مسیرهای جدید زیبا کردند.

the artist beautified the mural with vibrant colors.

هنرمند نقاشی دیواری را با رنگ‌های زنده زیبا کرد.

her smile beautified the entire room.

لبخند او کل اتاق را زیبا کرد.

the website was beautified to improve user experience.

وب سایت برای بهبود تجربه کاربر زیبا شد.

he beautified his speech with interesting anecdotes.

او سخنرانی خود را با حکایت‌های جالب زیبا کرد.

the landscape was beautified by the setting sun.

منظره با غروب خورشید زیبا شد.

she beautified the invitation with elegant fonts.

او دعوتنامه را با فونت‌های زیبا تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید