beggarman

[ایالات متحده]/ˈbɛɡə mæn/
[بریتانیا]/ˈbɛɡər mæn/

ترجمه

n. یک مرد که برای پول یا غذا درخواست می‌کند؛ یک سارق
شکل‌های واژه
جمعbeggarmen

جملات نمونه

the beggarman sat on the corner, holding out his empty cup.

بeggارمن روی گوشه نشسته و لیوان خالی خود را به سمت پایین می‌گذاشت.

a beggarman approached me on the street and asked for spare change.

یک بeggارمن به من در خیابان نزدیک شد و از من پول فروشگاهی خواست.

the old beggarman shivered in the cold winter wind.

بeggارمن باسن که در باد سرد زمستان لرزید.

many beggarmen gathered near the market square every day.

بeggارمن‌های زیادی هر روز در نزدیکی میدان بازار جمع می‌شوند.

the blind beggarman played a sad melody on his harmonica.

بeggارمن نابینا روی هارمونیکا خود یک ملودی افسرده اجرا می‌کرد.

a beggarman's life is often filled with hardship and uncertainty.

زندگی یک بeggارمن اغلب با مشکلات و نااطمینانی پر است.

the beggarman who sits by the church has been there for years.

بeggارمنی که در کنار کلیسای نشسته است، سال‌هاست که آنجا است.

street beggarmen face dangerous conditions every night.

بeggارمن‌های خیابانی هر شب با شرایط خطرناکی مواجه می‌شوند.

the beggarman with the torn coat looked pitiful in the rain.

بeggارمنی که کت‌ش جا داده بود، در باران به نظر بسیار ناامید می‌رسید.

a beggarman needs more than just money to survive.

برای بقا، یک بeggارمن نیاز به چیزی بیشتر از پول دارد.

the beggarmen in our city have formed a small community.

بeggارمن‌های شهر ما یک جامعه کوچک تشکیل داده‌اند.

the beggarman thanked me warmly for the sandwich i gave him.

بeggارمن به من به خاطر ساندویچی که به او دادم، با دلگرمی قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید