it was no use bemoaning her lot.
دیگر فایدهای نداشت که دربارهٔ سرنوشت خود شکایت کند.
The farmer bemoaned his loss.
کشاورز دربارهٔ از دست دادن خود ابراز ناراحتی کرد.
Many people bemoan the lack of affordable housing in the city.
بسیاری از مردم دربارهٔ فقدان مسکن مقرون به صرفه در شهر ابراز ناراحتی میکنند.
She bemoaned the fact that her favorite restaurant closed down.
او دربارهٔ این واقعیت که رستوران مورد علاقه اش تعطیل شده بود، ابراز ناراحتی کرد.
Employees often bemoan the long hours they have to work.
کارمندان اغلب دربارهٔ ساعات طولانی که باید کار کنند، ابراز ناراحتی میکنند.
Some students bemoan the amount of homework they receive.
برخی از دانش آموزان دربارهٔ حجم تکالیفی که دریافت می کنند، ابراز ناراحتی میکنند.
Parents bemoan the lack of quality time spent with their children.
والدین دربارهٔ فقدان وقت با کیفیت با فرزندانشان ابراز ناراحتی میکنند.
Environmentalists bemoan the destruction of natural habitats.
فعال محیط زیست دربارهٔ تخریب زیستگاه های طبیعی ابراز ناراحتی میکنند.
Historians bemoan the loss of ancient artifacts due to looting.
تاریخنگاران دربارهٔ از دست دادن آثار باستانی به دلیل غارت ابراز ناراحتی میکنند.
Fans bemoan the team's recent string of losses.
هواداران دربارهٔ سلسلة شکست های اخیر تیم ابراز ناراحتی میکنند.
Many people bemoan the decline of traditional values in modern society.
بسیاری از مردم دربارهٔ کاهش ارزش های سنتی در جامعه مدرن ابراز ناراحتی میکنند.
She often bemoans the lack of support from her colleagues.
او اغلب دربارهٔ فقدان حمایت از سوی همکارانش ابراز ناراحتی میکند.
You can celebrate or bemoan these accomplishments.
شما میتوانید این دستاوردها را جشن بگیرید یا از آنها ناراضی باشید.
منبع: Chronicle of Contemporary CelebritiesDo not bemoan your lack of sleep!
نگران کمبود خواب خود نباشید!
منبع: 6 Minute EnglishOnly a few years ago economists were bemoaning weak wage growth.
فقط چند سال پیش، اقتصاددانان نسبت به رشد ضعیف دستمزدها ابراز نارضایتی میکردند.
منبع: The Economist (Summary)And some other senators have bemoaned this becoming a political issue.
و برخی از سناتورهای دیگر نسبت به تبدیل شدن این موضوع به یک مسئله سیاسی ابراز نارضایتی کرده اند.
منبع: NPR News July 2020 CompilationYet for those who bemoan Europe's influence, the court is a lightning rod for discontent.
با این حال، برای کسانی که از نفوذ اروپا ناراضی هستند، دادگاه یک کانون نارضایتی است.
منبع: The Economist (Summary)And I'm listening to these scientists bemoaning what's happening to the whales.
و من به این دانشمندان که در مورد آنچه با نهنگها اتفاق میافتد ابراز ناراحتی میکنند گوش میدهم.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionThomas Jefferson was one of the authors of the American Constitution and bemoaned slavery.
توماس جفرسون یکی از نویسندگان قانون اساسی ایالات متحده بود و نسبت به بردهداری ابراز ناراحتی میکرد.
منبع: BBC Listening Collection October 2021Some bemoaned a bill that lawmakers barely had time to read before casting their votes.
برخی از افرادی که قانونگذاران به سختی زمان خواندن آن را قبل از رای دادن داشتند، قانون را ابراز ناراحتی کردند.
منبع: VOA Standard December 2015 CollectionPrevious economic crises in the U.S. have put men out of work, and we've bemoaned the hit to masculinity.
رکودهای اقتصادی قبلی در ایالات متحده باعث بیکاری مردان شده است و ما به ضربه وارد شده به مردانگی ابراز ناراحتی کرده ایم.
منبع: TimeI think it’s OK to bemoan my lack of sleep – it can have a detrimental effect on my health.
من فکر میکنم اشکالی ندارد که نسبت به کمبود خوابم ابراز ناراحتی کنم - این میتواند اثرات مخربی بر سلامتی من داشته باشد.
منبع: 6 Minute Englishit was no use bemoaning her lot.
دیگر فایدهای نداشت که دربارهٔ سرنوشت خود شکایت کند.
The farmer bemoaned his loss.
کشاورز دربارهٔ از دست دادن خود ابراز ناراحتی کرد.
Many people bemoan the lack of affordable housing in the city.
بسیاری از مردم دربارهٔ فقدان مسکن مقرون به صرفه در شهر ابراز ناراحتی میکنند.
She bemoaned the fact that her favorite restaurant closed down.
او دربارهٔ این واقعیت که رستوران مورد علاقه اش تعطیل شده بود، ابراز ناراحتی کرد.
Employees often bemoan the long hours they have to work.
کارمندان اغلب دربارهٔ ساعات طولانی که باید کار کنند، ابراز ناراحتی میکنند.
Some students bemoan the amount of homework they receive.
برخی از دانش آموزان دربارهٔ حجم تکالیفی که دریافت می کنند، ابراز ناراحتی میکنند.
Parents bemoan the lack of quality time spent with their children.
والدین دربارهٔ فقدان وقت با کیفیت با فرزندانشان ابراز ناراحتی میکنند.
Environmentalists bemoan the destruction of natural habitats.
فعال محیط زیست دربارهٔ تخریب زیستگاه های طبیعی ابراز ناراحتی میکنند.
Historians bemoan the loss of ancient artifacts due to looting.
تاریخنگاران دربارهٔ از دست دادن آثار باستانی به دلیل غارت ابراز ناراحتی میکنند.
Fans bemoan the team's recent string of losses.
هواداران دربارهٔ سلسلة شکست های اخیر تیم ابراز ناراحتی میکنند.
Many people bemoan the decline of traditional values in modern society.
بسیاری از مردم دربارهٔ کاهش ارزش های سنتی در جامعه مدرن ابراز ناراحتی میکنند.
She often bemoans the lack of support from her colleagues.
او اغلب دربارهٔ فقدان حمایت از سوی همکارانش ابراز ناراحتی میکند.
You can celebrate or bemoan these accomplishments.
شما میتوانید این دستاوردها را جشن بگیرید یا از آنها ناراضی باشید.
منبع: Chronicle of Contemporary CelebritiesDo not bemoan your lack of sleep!
نگران کمبود خواب خود نباشید!
منبع: 6 Minute EnglishOnly a few years ago economists were bemoaning weak wage growth.
فقط چند سال پیش، اقتصاددانان نسبت به رشد ضعیف دستمزدها ابراز نارضایتی میکردند.
منبع: The Economist (Summary)And some other senators have bemoaned this becoming a political issue.
و برخی از سناتورهای دیگر نسبت به تبدیل شدن این موضوع به یک مسئله سیاسی ابراز نارضایتی کرده اند.
منبع: NPR News July 2020 CompilationYet for those who bemoan Europe's influence, the court is a lightning rod for discontent.
با این حال، برای کسانی که از نفوذ اروپا ناراضی هستند، دادگاه یک کانون نارضایتی است.
منبع: The Economist (Summary)And I'm listening to these scientists bemoaning what's happening to the whales.
و من به این دانشمندان که در مورد آنچه با نهنگها اتفاق میافتد ابراز ناراحتی میکنند گوش میدهم.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionThomas Jefferson was one of the authors of the American Constitution and bemoaned slavery.
توماس جفرسون یکی از نویسندگان قانون اساسی ایالات متحده بود و نسبت به بردهداری ابراز ناراحتی میکرد.
منبع: BBC Listening Collection October 2021Some bemoaned a bill that lawmakers barely had time to read before casting their votes.
برخی از افرادی که قانونگذاران به سختی زمان خواندن آن را قبل از رای دادن داشتند، قانون را ابراز ناراحتی کردند.
منبع: VOA Standard December 2015 CollectionPrevious economic crises in the U.S. have put men out of work, and we've bemoaned the hit to masculinity.
رکودهای اقتصادی قبلی در ایالات متحده باعث بیکاری مردان شده است و ما به ضربه وارد شده به مردانگی ابراز ناراحتی کرده ایم.
منبع: TimeI think it’s OK to bemoan my lack of sleep – it can have a detrimental effect on my health.
من فکر میکنم اشکالی ندارد که نسبت به کمبود خوابم ابراز ناراحتی کنم - این میتواند اثرات مخربی بر سلامتی من داشته باشد.
منبع: 6 Minute Englishلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید