lament

[ایالات متحده]/lə'ment/
[بریتانیا]/lə'mɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آهنگ تشییع جنازه یا مرثیه؛ ابراز غم یا اندوه
vi. ابراز غم یا اندوه کردن؛ احساس پشیمانی یا ندامت کردن
vt. ابراز غم یا اندوه برای؛ احساس اندوه یا پشیمانی برای
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریlamenting
قسمت سوم فعلlamented
شکل سوم شخص مفردlaments
زمان گذشتهlamented
جمعlaments

عبارات و ترکیب‌ها

lament over

غمگینی بر سر

جملات نمونه

She couldn't help but lament the loss of her favorite childhood toy.

او نمی توانست از ابراز تاسف برای از دست دادن اسباب بازی مورد علاقه دوران کودکی خودداری کند.

The poet's verses were filled with lament for the beauty of the fading sunset.

اشعار شاعر مملو از ابراز تاسف برای زیبایی غروب رو به زوال بود.

The old man would often sit by the window and lament about the good old days.

آن مرد پیر اغلب کنار پنجره می نشست و در مورد روزهای خوب گذشته ابراز تاسف می کرد.

The villagers gathered to lament the passing of their beloved leader.

روستاییان برای ابراز تاسف از رحلت رهبر محبوبشان گرد هم آمدند.

The artist's painting was a poignant lament on the destruction of nature.

نقاشی هنرمند یک ابراز تاسف سوزناک در مورد تخریب طبیعت بود.

She wrote a heartfelt lament about the struggles of the working class.

او در مورد سختی های طبقه کارگر یک ابراز تاسف صمیمانه نوشت.

The mournful music was a lament for the lives lost in the war.

موسیقی غم انگیز یک ابراز تاسف برای جان های از دست رفته در جنگ بود.

The author's novel was a powerful lament against social injustice.

رمان نویسنده یک ابراز تاسف قدرتمند در برابر بی عدالتی اجتماعی بود.

The painting depicted a scene of lamentation and grief.

نقاشی صحنه ای از زاری و غم را به تصویر می کشید.

He would often lament over the state of the environment and the lack of action being taken.

او اغلب در مورد وضعیت محیط زیست و عدم اقداماتی که انجام می شد ابراز تاسف می کرد.

نمونه‌های واقعی

This is the lament of all men.

این زمزمه یا ناله همه مردمان است.

منبع: The Legend of Merlin

“They alter the landscape completely, ” he laments.

«آنها منظره را به طور کامل تغییر می‌دهند،» او با ناراحتی می‌گوید.

منبع: The Economist (Summary)

We all lamented the death of our friend.

ما همگی مرگ دوستمان را با ناراحتی یاد کردیم.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

On Facebook last night, Clinton lamented her decision to keep him on.

در فیس‌بوک شب گذشته، کلینتون تصمیم خود برای حفظ او را با ناراحتی یاد کرد.

منبع: PBS English News

The Queen's Piper played a traditional lament Sleep Deary Sleep that faded to silence.

نوازنده ملکه یک ناله سنتی به نام «خواب شیرین، شیرین» نواخت که به تدریج خاموش شد.

منبع: VOA Standard English_Europe

That is not necessarily something to lament.

این لزوماً چیزی نیست که باید با ناراحتی یاد کرد.

منبع: DN.A+ L7

Fawkes's lament was still echoing over the dark grounds outside.

ناله فاوکس هنوز در محوطه تاریک بیرون طنین‌انداز بود.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

All the people lamented the death of their President.

همه مردم مرگ رئیس‌جمهور خود را با ناراحتی یاد کردند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

If only he could make a start, he laments.

ای کاش می‌توانست شروع کند، او با ناراحتی می‌گوید.

منبع: The Economist - Business

Several lawmakers are lamenting the vote, saying Parliament should overturn the result.

چند تن از قانون‌گذاران در حال ابراز ناراحتی نسبت به رای هستند و می‌گویند که پارلمان باید نتیجه را لغو کند.

منبع: AP Listening June 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید