bereavement

[ایالات متحده]/bɪˈri:vmənt/
[بریتانیا]/bɪ'rivmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. از دست دادن یک عزیز؛ درد از دست دادن یک عضو خانواده
Word Forms

جملات نمونه

widow's bereavement allowance is an offset against income.

کمک هزینه بازماندگان همسر، یک کسری از درآمد است.

I sympathize with you in your bereavement.

من در غم و اندوه شما شریک هستم.

She was absent because of a recent bereavement.

او به دلیل یک عزاداری اخیر غایب بود.

She is still grieving from the recent bereavement of her father.

او هنوز در حال سوگواری برای مرگ پدرش است.

Counseling services are available for those experiencing bereavement.

خدمات مشاوره برای کسانی که در حال تجربه سوگواری هستند، در دسترس است.

The support group helps individuals cope with bereavement.

گروه پشتیبانی به افراد کمک می کند تا با سوگواری کنار بیایند.

He found solace in writing poetry after the bereavement of his best friend.

او پس از مرگ بهترین دوستش، آرامش را در نوشتن شعر یافت.

The bereavement leave policy allows employees time off to grieve for a loved one.

سیاست مرخصی سوگواری به کارمندان اجازه می دهد تا برای سوگواری عزیزی، مرخصی بگیرند.

The bereavement ceremony was a beautiful tribute to her late husband.

مراسم سوگواری یک ادای احترام زیبا به همسر مرحوم او بود.

She struggled to come to terms with the sudden bereavement of her pet.

او برای کنار آمدن با مرگ ناگهانی حیوان خانگی اش تلاش کرد.

The community rallied together to support the family in their bereavement.

جامعه برای حمایت از خانواده در سوگواری آنها متحد شد.

The bereavement process is different for everyone and takes time to heal.

فرآیند سوگواری برای هر کسی متفاوت است و زمان می برد تا التیام یابد.

She sought counseling to help her navigate through the stages of bereavement.

او به دنبال مشاوره بود تا به او کمک کند مراحل سوگواری را پشت سر بگذارد.

نمونه‌های واقعی

It's because of the universalization of bereavement.

این به دلیل جهانی شدن غم و اندوه است.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

These are bereavement cards, notes from floral arrangements.

این کارت‌های سوگواری هستند، یادداشتی از چیدمان گل.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I'm doing a piece on how people handle bereavement.

من در حال انجام قطعه ای هستم در مورد اینکه مردم چگونه با غم و اندوه کنار می آیند.

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

Bereavements and blessings, one following another, make us sad and blessed by turns.

غم و اندوه و برکات، یکی پس از دیگری، باعث می شوند ما به نوبت غمگین و خوشحال شویم.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

We're not going to talk about the process of grieving or bereavement.

ما در مورد فرآیند سوگواری یا غم و اندوه صحبت نخواهیم کرد.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

Give people bereavement leave because when tragedy strikes, we need to be there for each other.

به مردم مرخصی سوگواری بدهید زیرا وقتی فاجعه رخ می دهد، ما باید برای یکدیگر حاضر باشیم.

منبع: Sheryl Sandberg's 2018 MIT Commencement Speech

Many people experience solitude after a bereavement – the death of a close friend or relative.

بسیاری از افراد پس از غم و اندوه، تنهایی را تجربه می کنند - مرگ یک دوست یا خویشاوند نزدیک.

منبع: 6 Minute English

One of the ones she mentioned was bereavement.

یکی از چیزهایی که او به آن اشاره کرد غم و اندوه بود.

منبع: 6 Minute English

Story after story of people with depression, ADHD, autism, burnout, bereavement, all struggling with these daily tasks.

داستان هایی از افراد مبتلا به افسردگی، ADHD، اوتیسم، فرسودگی، غم و اندوه، همه در تلاش با این وظایف روزمره.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Bereavement is the intense feeling of sadness we get when someone close to us dies.

غم و اندوه احساس شدید غم و اندوهی است که وقتی کسی که به او نزدیک هستیم می میرد.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید