marred

[ایالات متحده]/mɑːd/
[بریتانیا]/mɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آسیب دیده یا خراب شده

عبارات و ترکیب‌ها

marred beauty

زیبایی آسیب‌دیده

marred reputation

شهرت خدشه‌دار

marred surface

سطح آسیب‌دیده

marred performance

عملکرد آسیب‌دیده

marred experience

تجربه آسیب‌دیده

marred relationship

رابطه آسیب‌دیده

marred image

تصویر آسیب‌دیده

marred event

رویداد آسیب‌دیده

marred landscape

منظره آسیب‌دیده

marred joy

شادی آسیب‌دیده

جملات نمونه

the beautiful painting was marred by a large scratch.

نقاشی زیبا با یک خراش بزرگ لکه‌دار شده بود.

his reputation was marred by the scandal.

شهرت او با رسوایی لکه‌دار شده بود.

the landscape was marred by industrial pollution.

مناظر طبیعی توسط آلودگی صنعتی لکه‌دار شده بود.

her performance was marred by a few mistakes.

اجرای او با چند اشتباه لکه‌دار شده بود.

the wedding was marred by bad weather.

عروسی با آب و هوای نامساعد لکه‌دار شده بود.

his joy was marred by the news of her departure.

شادی او با خبر جدایی او لکه‌دار شده بود.

the movie was marred by poor special effects.

فیلم با جلوه‌های ویژه ضعیف لکه‌دار شده بود.

her vacation was marred by illness.

تعطیلات او با بیماری لکه‌دار شده بود.

the experience was marred by long wait times.

تجربه با زمان انتظار طولانی لکه‌دار شده بود.

the game was marred by controversial decisions.

بازی با تصمیمات بحث برانگیز لکه‌دار شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید