bestowal

[ایالات متحده]/bɪˈstəʊwəl/
[بریتانیا]/bɛˈstəʊwəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دادن چیزی به عنوان هدیه یا افتخار
Word Forms
جمعbestowals

عبارات و ترکیب‌ها

bestowal of honor

اعطای افتخار

bestowal of power

اعطای قدرت

bestowal of knowledge

اعطای دانش

a generous bestowal

یک اعطای سخاوتمندانه

bestowal of gifts

اعطای هدایا

a special bestowal

یک اعطای ویژه

جملات نمونه

the bestowal of honors is a long-standing tradition.

اعطای افتخارات یک سنت دیرینه است.

her bestowal of wisdom was appreciated by all.

هدیه خرد او مورد قدردانی همه قرار گرفت.

the bestowal of gifts can strengthen relationships.

هدیه دادن می‌تواند روابط را تقویت کند.

he felt honored by the bestowal of the award.

او به دلیل دریافت جایزه احساس افتخار کرد.

the bestowal of titles often comes with responsibilities.

اعطای عناوین اغلب با مسئولیت‌ها همراه است.

they celebrated the bestowal of the new title.

آنها اعطای عنوان جدید را جشن گرفتند.

the bestowal of knowledge is one of the greatest gifts.

هدیه دادن دانش یکی از بزرگترین هدیه‌هاست.

his bestowal of support made a significant difference.

حمایت او تفاوت قابل توجهی ایجاد کرد.

the bestowal of charity is essential in our community.

اهدای خیرات در جامعه ما ضروری است.

the bestowal of trust is crucial in any relationship.

اعطای اعتماد در هر رابطه‌ای بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید