bickered

[ایالات متحده]/ˈbɪkərd/
[بریتانیا]/ˈbɪkərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به بحث در مورد چیزی بی‌اهمیت پرداختن؛ به جر و بحث پرداختن

عبارات و ترکیب‌ها

they bickered constantly.

آنها دائماً با هم بحث می‌کردند.

they bickered politely.

آنها با احترام با هم بحث کردند.

جملات نمونه

the siblings bickered over who would get the last piece of cake.

برادر و خواهرها بر سر اینکه چه کسی آخرین تکه کیک را به دست آورد، با هم بحث کردند.

they bickered about the best way to solve the problem.

آنها در مورد بهترین راه حل برای حل مشکل با هم بحث کردند.

despite their bickered arguments, they remained good friends.

با وجود بحث‌هایشان، آنها همچنان دوستان خوبی بودند.

the couple bickered over household chores every weekend.

زوج هر آخر هفته بر سر کارهای خانه با هم بحث می‌کردند.

during the meeting, they bickered back and forth about the budget.

در طول جلسه، آنها در مورد بودجه با هم بحث و جدل کردند.

the kids bickered playfully while playing in the park.

بچه‌ها در حالی که در پارک بازی می‌کردند، به صورت بازی‌گونه با هم بحث می‌کردند.

friends often bickered over trivial matters, but it was all in good fun.

دوستان اغلب بر سر مسائل جزئی با هم بحث می‌کردند، اما همه چیز سرگرم‌کننده بود.

they bickered about which movie to watch for hours.

آنها ساعت‌ها در مورد اینکه کدام فیلم را تماشا کنند با هم بحث کردند.

the team bickered during practice, but they worked well together in games.

تیم در طول تمرین با هم بحث می‌کرد، اما در مسابقات به خوبی با هم کار می‌کردند.

after bickering all day, they finally reached a compromise.

پس از بحث کردن تمام روز، آنها سرانجام به یک مصالحه رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید