contended

[ایالات متحده]/kənˈtɛndɪd/
[بریتانیا]/kənˈtɛndəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت contend; برای چیزی رقابت کردن یا تلاش کردن؛ مبارزه یا جنگیدن

عبارات و ترکیب‌ها

contended that

اظهار داشت که

contended for

برای آن استدلال کرد

contended against

مخالف آن بود

contended with

با آن مقابله کرد

contended over

در مورد آن بحث کرد

contended position

موضع مورد استناد

contended issue

مسئله مورد اختلاف

contended claim

ادعای مورد استناد

contended matter

مورد مورد اختلاف

contended space

فضای مورد استناد

جملات نمونه

she contended that the new policy would benefit everyone.

او استدلال کرد که سیاست جدید برای همه مفید خواهد بود.

the lawyer contended his client's innocence in court.

وکیل استدلال کرد که موکل او در دادگاه بی‌گناه است.

they contended for their rights during the protest.

آنها در طول اعتراض برای حقوق خود استدلال کردند.

he contended with several challenges while starting his business.

او در حالی که کسب و کار خود را راه اندازی می کرد، با چندین چالش روبرو شد.

the scientists contended that their findings were groundbreaking.

دانشمندان استدلال کردند که یافته های آنها پیشگامانه بود.

she contended that she was the best candidate for the job.

او استدلال کرد که بهترین گزینه برای این شغل او بود.

the team contended fiercely for the championship title.

تیم به شدت برای کسب عنوان قهرمانی رقابت کرد.

he contended with his feelings before making a decision.

او قبل از تصمیم گیری با احساسات خود مقابله کرد.

they contended that the evidence was not sufficient for a conviction.

آنها استدلال کردند که شواهد برای محکومیت کافی نبود.

she contended for a more equitable distribution of resources.

او برای توزیع عادلانه‌تر منابع استدلال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید