contended that
اظهار داشت که
contended for
برای آن استدلال کرد
contended against
مخالف آن بود
contended with
با آن مقابله کرد
contended over
در مورد آن بحث کرد
contended position
موضع مورد استناد
contended issue
مسئله مورد اختلاف
contended claim
ادعای مورد استناد
contended matter
مورد مورد اختلاف
contended space
فضای مورد استناد
she contended that the new policy would benefit everyone.
او استدلال کرد که سیاست جدید برای همه مفید خواهد بود.
the lawyer contended his client's innocence in court.
وکیل استدلال کرد که موکل او در دادگاه بیگناه است.
they contended for their rights during the protest.
آنها در طول اعتراض برای حقوق خود استدلال کردند.
he contended with several challenges while starting his business.
او در حالی که کسب و کار خود را راه اندازی می کرد، با چندین چالش روبرو شد.
the scientists contended that their findings were groundbreaking.
دانشمندان استدلال کردند که یافته های آنها پیشگامانه بود.
she contended that she was the best candidate for the job.
او استدلال کرد که بهترین گزینه برای این شغل او بود.
the team contended fiercely for the championship title.
تیم به شدت برای کسب عنوان قهرمانی رقابت کرد.
he contended with his feelings before making a decision.
او قبل از تصمیم گیری با احساسات خود مقابله کرد.
they contended that the evidence was not sufficient for a conviction.
آنها استدلال کردند که شواهد برای محکومیت کافی نبود.
she contended for a more equitable distribution of resources.
او برای توزیع عادلانهتر منابع استدلال کرد.
contended that
اظهار داشت که
contended for
برای آن استدلال کرد
contended against
مخالف آن بود
contended with
با آن مقابله کرد
contended over
در مورد آن بحث کرد
contended position
موضع مورد استناد
contended issue
مسئله مورد اختلاف
contended claim
ادعای مورد استناد
contended matter
مورد مورد اختلاف
contended space
فضای مورد استناد
she contended that the new policy would benefit everyone.
او استدلال کرد که سیاست جدید برای همه مفید خواهد بود.
the lawyer contended his client's innocence in court.
وکیل استدلال کرد که موکل او در دادگاه بیگناه است.
they contended for their rights during the protest.
آنها در طول اعتراض برای حقوق خود استدلال کردند.
he contended with several challenges while starting his business.
او در حالی که کسب و کار خود را راه اندازی می کرد، با چندین چالش روبرو شد.
the scientists contended that their findings were groundbreaking.
دانشمندان استدلال کردند که یافته های آنها پیشگامانه بود.
she contended that she was the best candidate for the job.
او استدلال کرد که بهترین گزینه برای این شغل او بود.
the team contended fiercely for the championship title.
تیم به شدت برای کسب عنوان قهرمانی رقابت کرد.
he contended with his feelings before making a decision.
او قبل از تصمیم گیری با احساسات خود مقابله کرد.
they contended that the evidence was not sufficient for a conviction.
آنها استدلال کردند که شواهد برای محکومیت کافی نبود.
she contended for a more equitable distribution of resources.
او برای توزیع عادلانهتر منابع استدلال کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید