quarreled

[ایالات متحده]/[ˈkwɒr.əld]/
[بریتانیا]/[ˈkwɑː.rəld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته فعل quarrel) بحث کردن یا با خشونت و خشم مخالفت کردن؛ بحث یا اختلاف نظر داشتن؛ جنگیدن یا تلاش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

quarreled loudly

بحث كردند با صدای بلند

they quarreled

بحث کردند

he quarreled with

بحث کرد با

quarreled over it

بحث کردند درباره آن

she quarreled

بحث کرد

quarreled about

بحث کردند درباره

having quarreled

بحث کرده بودند

quarreled fiercely

با شدت بحث کردند

جملات نمونه

they quarreled bitterly over the inheritance.

آنها به شدت بر سر ارث به هم مشاجره کردند.

the neighbors quarreled loudly about the fence line.

همسایه‌ها به طور بلند در مورد خط حصار با هم مشاجره کردند.

he quarreled with his brother about borrowing the car.

او در مورد قرض گرفتن ماشین با برادرش مشاجره کرد.

the children quarreled amongst themselves over a toy.

کودکان بر سر یک اسباب‌بازی با یکدیگر مشاجره کردند.

she quarreled with her boss about the unfair promotion.

او در مورد ارتقای ناعادلانه با رئیسش مشاجره کرد.

we quarreled with the hotel staff about the room charge.

ما در مورد هزینه اتاق با کارکنان هتل مشاجره کردیم.

the politicians frequently quarreled during the debate.

سیاستمدان اغلب در طول بحث با هم مشاجره می‌کردند.

they quarreled with each other throughout the evening.

آنها در طول شب با یکدیگر مشاجره کردند.

the couple quarreled constantly, causing stress for everyone.

زوج دائماً مشاجره می‌کردند و باعث استرس برای همه می‌شد.

he angrily quarreled with his team about the strategy.

او با عصبانیت در مورد استراتژی با تیمش مشاجره کرد.

the siblings quarreled over who would do the dishes.

خواهر و برادرها بر سر اینکه چه کسی باید ظرف‌ها را بشورد، مشاجره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید