bifurcations

[ایالات متحده]/[bɪˈfɔːkʃənz]/
[بریتانیا]/[bɪˈfɝːkʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای که یک رودخانه یا جریان به دو یا چند شاخه تقسیم می‌شود؛ انشعاب یا تغییر مسیر یک مسیر، روند یا فرایند؛ در ریاضیات، نقطه‌ای که یک سیستم دینامیکی دچار تغییر کیفی می‌شود؛ در دینامیک سیالات، نقطه‌ای که یک جریان ناپایدار شده و جدا می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bifurcation points

نقاط تقسیم‌شدگی

analyzing bifurcations

تجزیه و تحلیل نقاط تقسیم‌شدگی

bifurcation theory

نظریه نقاط تقسیم‌شدگی

major bifurcations

نقاط تقسیم‌شدگی اصلی

bifurcation process

فرآیند نقاط تقسیم‌شدگی

predicting bifurcations

پیش‌بینی نقاط تقسیم‌شدگی

bifurcation analysis

تجزیه و تحلیل نقاط تقسیم‌شدگی

complex bifurcations

نقاط تقسیم‌شدگی پیچیده

studying bifurcations

مطالعه نقاط تقسیم‌شدگی

global bifurcations

نقاط تقسیم‌شدگی سراسری

جملات نمونه

the river's path showed clear bifurcations after the heavy rainfall.

مسیر رودخانه پس از بارش شدید، شاخه‌پردازی‌های واضحی نشان می‌داد.

economic policy bifurcations can lead to vastly different outcomes for a nation.

تفرق در سیاست‌های اقتصادی می‌تواند منجر به نتایج بسیار متفاوت برای یک کشور شود.

the data analysis revealed several key bifurcations in consumer behavior.

تجزیه و تحلیل داده‌ها چندین تفرقه کلیدی در رفتار مصرف‌کننده را نشان داد.

understanding these bifurcations is crucial for strategic planning in any business.

درک این تفرعات برای برنامه‌ریزی استراتژیک در هر کسب و کاری بسیار مهم است.

the road had sharp bifurcations, making navigation challenging for new drivers.

جاده دارای تفرعات تند بود که ناوبری را برای رانندگان جدید چالش‌برانگیز می‌کرد.

political discourse often involves identifying and debating significant bifurcations.

گفتمان سیاسی اغلب شامل شناسایی و بحث در مورد تفرعات مهم است.

the branching pattern of the tree demonstrated complex bifurcations in its growth.

الگوی شاخه‌زایی درخت، تفرعات پیچیده در رشد آن را نشان داد.

the study examined the bifurcations in the market due to technological advancements.

این مطالعه تفرعات در بازار به دلیل پیشرفت‌های فناوری را بررسی کرد.

the team analyzed the bifurcations in project timelines to identify potential risks.

تیم تفرعات در زمان‌بندی پروژه‌ها را برای شناسایی خطرات احتمالی تجزیه و تحلیل کرد.

the philosophical debate centered on the bifurcations of ethical responsibility.

بحث فلسفی بر تفرعات مسئولیت اخلاقی متمرکز بود.

the software's architecture included several bifurcations for scalability.

معماری نرم‌افزار شامل چندین تفرعه برای مقیاس‌پذیری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید