bigwigs

[ایالات متحده]/bɪɡwɪɡz/
[بریتانیا]/BIG-wihz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد مهم که تأثیر یا قدرت زیادی دارند؛ افراد تأثیرگذار، به ویژه در کسب و کار یا سیاست

جملات نمونه

the bigwigs in the company made a crucial decision.

افراد بانفوذ در شرکت تصمیم مهمی گرفتند.

bigwigs often attend high-profile events.

افراد بانفوذ اغلب در رویدادهای مهم شرکت می‌کنند.

meeting with the bigwigs can be intimidating.

دیدار با افراد بانفوذ می‌تواند ترسناک باشد.

the bigwigs are planning a major investment.

افراد بانفوذ در حال برنامه‌ریزی برای سرمایه‌گذاری بزرگ هستند.

she impressed the bigwigs with her presentation.

او با ارائه خود، افراد بانفوذ را تحت تاثیر قرار داد.

bigwigs often have their own private jets.

افراد بانفوذ اغلب جت‌های خصوصی خود را دارند.

networking with bigwigs can advance your career.

ارتباط با افراد بانفوذ می‌تواند باعث پیشرفت شغلی شما شود.

bigwigs usually have a lot of influence in politics.

افراد بانفوذ معمولاً نفوذ زیادی در سیاست دارند.

he is one of the bigwigs in the tech industry.

او یکی از افراد بانفوذ در صنعت فناوری است.

bigwigs are often seen at charity galas.

افراد بانفوذ اغلب در جشن‌های خیریه دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید