black-and-white

[ایالات متحده]/ˌblæk ən ˈwaɪt/
[بریتانیا]/ˌblæk ən ˈwaɪt/

ترجمه

adj.به صورت سیاه و سفید نوشته شده یا چاپ شده؛ متشکل از سیاه و سفید یا صرفاً سایه‌های خاکستری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

black-and-white photo

عکس سیاه و سفید

جملات نمونه

the photograph was stunning, a classic black-and-white portrait.

عکس بسیار زیبا بود، یک پرتره سیاه و سفید کلاسیک.

he presented a black-and-white view of the situation, seeing only good or bad.

او دیدگاهی سیاه و سفید از وضعیت ارائه کرد و فقط خوب یا بد را می‌دید.

we watched a black-and-white film noir, captivated by its atmosphere.

ما یک فیلم نوآر سیاه و سفید تماشا کردیم و مجذوب فضای آن شدیم.

the newspaper printed the story in stark black-and-white.

روزنامه داستان را به صورت سیاه و سفید چاپ کرد.

she prefers black-and-white clothing, finding it timeless and elegant.

او ترجیح می‌دهد لباس سیاه و سفید بپوشد، زیرا آن را بی‌زمان و شیک می‌داند.

the documentary used black-and-white footage to evoke a sense of history.

مستند از تصاویر سیاه و سفید برای ایجاد حس تاریخ استفاده کرد.

he gave a black-and-white assessment of the company's financial performance.

او ارزیابی سیاه و سفید از عملکرد مالی شرکت ارائه داد.

the artist created a beautiful black-and-white landscape drawing.

هنرمند یک طرح منظره سیاه و سفید زیبا خلق کرد.

the debate was a black-and-white argument with no room for nuance.

بحث یک استدلال سیاه و سفید بود که جایی برای ظرافت نداشت.

the old television broadcast in black-and-white.

تلویزیون قدیمی به صورت سیاه و سفید پخش می‌شد.

the report presented a black-and-white analysis of the data.

گزارش یک تحلیل سیاه و سفید از داده‌ها ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید