blackener

[ایالات متحده]/ˈblækənər/
[بریتانیا]/ˈblækˌnər/

ترجمه

n. ماده یا عاملی که چیزی را سیاه می‌کند.
v. چیزی را سیاه کردن؛ چیزی را تیره کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

political blackener

سیاه‌گر سیاسی

smear campaign blackener

سیاه‌گر کمپین تخریب

جملات نمونه

the artist used a blackener to darken the painting's background.

هنرمند از سیاه‌کننده برای تیره‌تر کردن پس‌زمینه نقاشی استفاده کرد.

he decided to blackener the wood to match the furniture.

او تصمیم گرفت چوب را سیاه‌ کند تا با مبلمان مطابقت داشته باشد.

the chef added a blackener to enhance the flavor of the dish.

سرآشپز برای افزایش طعم غذا از سیاه‌کننده استفاده کرد.

she used a blackener on her hair to achieve a deeper color.

او از سیاه‌کننده روی موهایش استفاده کرد تا رنگ عمیق‌تری به دست آورد.

the blackener helped to create a dramatic effect in the photograph.

سیاه‌کننده به ایجاد جلوه‌ای دراماتیک در عکس کمک کرد.

using a blackener can give your artwork more depth.

استفاده از سیاه‌کننده می‌تواند عمق بیشتری به اثر هنری شما ببخشد.

the blackener was essential for achieving the desired contrast.

سیاه‌کننده برای دستیابی به کنتراست مورد نظر ضروری بود.

he applied a blackener to the metal to prevent rust.

او سیاه‌کننده را روی فلز زد تا از زنگ زدگی جلوگیری کند.

the blackener gave the old fence a fresh look.

سیاه‌کننده به نرده قدیمی ظاهری نویدبخش بخشید.

they decided to use a blackener for the new flooring.

آنها تصمیم گرفتند از سیاه‌کننده برای کفپوش جدید استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید