blameworthy

[ایالات متحده]/ˈbleɪmwɜːði/
[بریتانیا]/ˈbleɪmwɜːrði/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سزاوار سرزنش; مسئول برای خطا.

جملات نمونه

blameworthy if not criminal behavior;

رفتار لایق سرزنش، اگرچه جرم‌محور نباشد;

a guilty smirk; a guilty secret.See Synonyms at blameworthy

لبخند گناه‌آلود؛ یک راز گناه‌آلود. به مترادف‌ها در blameworthy مراجعه کنید

The blameworthy behavior of the employee led to his dismissal.

رفتار لایق سرزنش کارمند منجر به اخراج او شد.

He was found blameworthy for the accident.

او به دلیل حادثه لایق سرزنش شناخته شد.

Blameworthy actions should be acknowledged and corrected.

اقدامات لایق سرزنش باید شناسایی و اصلاح شوند.

The blameworthy party must take responsibility for their actions.

طرف لایق سرزنش باید مسئولیت اعمال خود را بر عهده بگیرد.

She felt blameworthy for not completing the project on time.

او به دلیل عدم اتمام پروژه به موقع احساس گناه می‌کرد.

The blameworthy individual apologized for their mistake.

فرد لایق سرزنش برای اشتباه خود عذرخواهی کرد.

Blameworthy conduct will not be tolerated in this company.

رفتار لایق سرزنش در این شرکت تحمل نخواهد شد.

The blameworthy party was held accountable for the financial loss.

طرف لایق سرزنش در قبال ضرر مالی مسئولیت پذیر شناخته شد.

It is important to address blameworthy behavior in a timely manner.

مهم است که رفتار لایق سرزنش را به موقع رسیدگی شود.

Blameworthy individuals must learn from their mistakes and make amends.

افراد لایق سرزنش باید از اشتباهات خود درس بگیرند و جبران کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید