blondie

[ایالات متحده]/ˈblɒndiː/
[بریتانیا]/ˈblɑːndɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی با پوست روشن، موهای بلوند و چشم‌های آبی. ; Blondie (اسم خاص) ; نام مکانی در فرانسه.

عبارات و ترکیب‌ها

classic blondie

بلوندی کلاسیک

blondie with attitude

بلوندی با اخم

جملات نمونه

blondie is known for her vibrant personality.

بلوندی به خاطر شخصیت پرانرژی‌اش شناخته می‌شود.

the song "blondie" always gets stuck in my head.

ترانه "بلوندی" همیشه در ذهنم می‌ماند.

she styled her hair like a classic blondie.

او موهایش را شبیه به یک بلوندی کلاسیک مدل کرد.

blondie loves to experiment with different fashion trends.

بلوندی عاشق آزمایش با ترندهای مختلف مد است.

everyone calls her blondie because of her hair color.

همه به خاطر رنگ موهایش او را بلوندی صدا می‌کنند.

blondie has a great sense of humor.

بلوندی حس شوخ طبعی فوق العاده‌ای دارد.

she always stands out in a crowd, our little blondie.

او همیشه در جمع‌ها متمایز است، بلوندی کوچولویمان.

blondie's smile lights up the room.

لبخند بلوندی فضا را روشن می‌کند.

her friends adore her, especially blondie.

دوستانش او را دوست دارند، به خصوص بلوندی.

blondie always brings joy to our gatherings.

بلوندی همیشه شادی را به گردهمایی‌های ما می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید