bloodsucking

[ایالات متحده]/ˈblʌdˌsʌkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈblʌdˌsʌkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده توسط عمل مکیدن خون، به ویژه به عنوان وسیله‌ای برای تغذیه

عبارات و ترکیب‌ها

bloodsucking parasite

انگل خون‌سوز

bloodsucking leech

نی خون‌سوز

bloodsucking politician

سیاستمدار خون‌سوز

bloodsucking corporation

شرکت خون‌سوز

bloodsucking debt

بدهی خون‌سوز

bloodsucking interest rates

نرخ بهره خون‌سوز

a bloodsucking system

یک سیستم خون‌سوز

bloodsucking bureaucracy

بوروکراسی خون‌سوز

avoid bloodsucking lenders

از وام‌دهندگان خون‌سوز اجتناب کنید

جملات نمونه

bloodsucking insects can be a nuisance during summer.

حشرات خون‌سuck می‌توانند در طول تابستان آزاردهنده باشند.

the bloodsucking leech attaches itself to the skin.

نی‌حشره خون‌سuck به پوست می‌چسبد.

some people fear bloodsucking parasites.

برخی افراد از انگل‌های خون‌سuck می‌ترسند.

bloodsucking bats are known for their unique feeding habits.

خفاش‌های خون‌سuck به دلیل عادات غذایی منحصر به فردشان مشهور هستند.

he told a scary story about bloodsucking creatures.

او داستان ترسناکی در مورد موجودات خون‌سuck تعریف کرد.

bloodsucking pests can transmit diseases.

آفات خون‌سuck می‌توانند بیماری‌ها را منتقل کنند.

they researched bloodsucking organisms for their project.

آنها برای پروژه خود در مورد موجودات خون‌سuck تحقیق کردند.

bloodsucking animals play a role in the ecosystem.

حیوانات خون‌سuck نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

some cultures have myths about bloodsucking demons.

برخی از فرهنگ‌ها افسانه‌هایی در مورد شیاطین خون‌سuck دارند.

she was fascinated by bloodsucking myths in literature.

او مجذوب افسانه‌های خون‌سuck در ادبیات بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید