vampiric powers
قدرتهای خونآشایی
vampiric nature
طبیعت خونآشایی
vampiric creature
موجود خونآشایی
vampiric lore
دانش خونآشایی
vampiric thirst
تشنگی خونآشایی
vampiric influence
نفوذ خونآشایی
vampiric bite
گاز گرفتن خونآشایی
vampiric essence
جوهر خونآشایی
vampiric seduction
وسوسه خونآشایی
vampiric ritual
آیین خونآشایی
the story features a vampiric creature that haunts the night.
داستان دارای موجودی خونآشیده است که در شب پرسه میزند.
she wore a vampiric costume for the halloween party.
او برای مهمانی هالووین لباس خونآشیده پوشید.
the film explores vampiric themes of immortality and power.
فیلم مضامین خونآشیده مانند جاودانگی و قدرت را بررسی میکند.
his vampiric charm captivated everyone at the gala.
وسوسه خونآشیده او همه را در مهمانی شام مجذوب خود کرد.
they lived in a vampiric society that thrived on fear.
آنها در یک جامعه خونآشیده زندگی میکردند که از ترس تغذیه میشد.
her vampiric eyes glowed in the dim light.
چشمهای خونآشیده او در نور کم میدرخشیدند.
the book delves into vampiric folklore from various cultures.
کتاب به بررسی افسانههای خونآشیده از فرهنگهای مختلف میپردازد.
he had a vampiric lifestyle, staying up all night.
او یک سبک زندگی خونآشیده داشت و تا دیر وقت بیدار میماند.
the artist's work often features vampiric motifs.
اثر هنرمند اغلب شامل طرحهای خونآشیده است.
in the game, players can choose a vampiric character.
در بازی، بازیکنان میتوانند یک شخصیت خونآشیده را انتخاب کنند.
vampiric powers
قدرتهای خونآشایی
vampiric nature
طبیعت خونآشایی
vampiric creature
موجود خونآشایی
vampiric lore
دانش خونآشایی
vampiric thirst
تشنگی خونآشایی
vampiric influence
نفوذ خونآشایی
vampiric bite
گاز گرفتن خونآشایی
vampiric essence
جوهر خونآشایی
vampiric seduction
وسوسه خونآشایی
vampiric ritual
آیین خونآشایی
the story features a vampiric creature that haunts the night.
داستان دارای موجودی خونآشیده است که در شب پرسه میزند.
she wore a vampiric costume for the halloween party.
او برای مهمانی هالووین لباس خونآشیده پوشید.
the film explores vampiric themes of immortality and power.
فیلم مضامین خونآشیده مانند جاودانگی و قدرت را بررسی میکند.
his vampiric charm captivated everyone at the gala.
وسوسه خونآشیده او همه را در مهمانی شام مجذوب خود کرد.
they lived in a vampiric society that thrived on fear.
آنها در یک جامعه خونآشیده زندگی میکردند که از ترس تغذیه میشد.
her vampiric eyes glowed in the dim light.
چشمهای خونآشیده او در نور کم میدرخشیدند.
the book delves into vampiric folklore from various cultures.
کتاب به بررسی افسانههای خونآشیده از فرهنگهای مختلف میپردازد.
he had a vampiric lifestyle, staying up all night.
او یک سبک زندگی خونآشیده داشت و تا دیر وقت بیدار میماند.
the artist's work often features vampiric motifs.
اثر هنرمند اغلب شامل طرحهای خونآشیده است.
in the game, players can choose a vampiric character.
در بازی، بازیکنان میتوانند یک شخصیت خونآشیده را انتخاب کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید