vampiric

[ایالات متحده]/væmˈpɪrɪk/
[بریتانیا]/væmˈpɪrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یک خون‌آشام
n. خون‌آشام

عبارات و ترکیب‌ها

vampiric powers

قدرت‌های خون‌آشایی

vampiric nature

طبیعت خون‌آشایی

vampiric creature

موجود خون‌آشایی

vampiric lore

دانش خون‌آشایی

vampiric thirst

تشنگی خون‌آشایی

vampiric influence

نفوذ خون‌آشایی

vampiric bite

گاز گرفتن خون‌آشایی

vampiric essence

جوهر خون‌آشایی

vampiric seduction

وسوسه خون‌آشایی

vampiric ritual

آیین خون‌آشایی

جملات نمونه

the story features a vampiric creature that haunts the night.

داستان دارای موجودی خون‌آشیده است که در شب پرسه می‌زند.

she wore a vampiric costume for the halloween party.

او برای مهمانی هالووین لباس خون‌آشیده پوشید.

the film explores vampiric themes of immortality and power.

فیلم مضامین خون‌آشیده مانند جاودانگی و قدرت را بررسی می‌کند.

his vampiric charm captivated everyone at the gala.

وسوسه خون‌آشیده او همه را در مهمانی شام مجذوب خود کرد.

they lived in a vampiric society that thrived on fear.

آنها در یک جامعه خون‌آشیده زندگی می‌کردند که از ترس تغذیه می‌شد.

her vampiric eyes glowed in the dim light.

چشم‌های خون‌آشیده او در نور کم می‌درخشیدند.

the book delves into vampiric folklore from various cultures.

کتاب به بررسی افسانه‌های خون‌آشیده از فرهنگ‌های مختلف می‌پردازد.

he had a vampiric lifestyle, staying up all night.

او یک سبک زندگی خون‌آشیده داشت و تا دیر وقت بیدار می‌ماند.

the artist's work often features vampiric motifs.

اثر هنرمند اغلب شامل طرح‌های خون‌آشیده است.

in the game, players can choose a vampiric character.

در بازی، بازیکنان می‌توانند یک شخصیت خون‌آشیده را انتخاب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید