blundering

[ایالات متحده]/'blʌndərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصهٔ ایجاد اشتباهات بی‌دقت یا ایجاد حوادث، فاقد مهارت یا هماهنگی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریblundering
جمعblunderings

جملات نمونه

we were blundering around in the darkness.

ما در تاریکی به اطراف سرگردان بودیم.

Darwin himself said it: "What a book a devil's chaplain might write on the clumsy, wasteful, blundering, low, and horridly cruel works of nature.

داروین خود گفت: "چه کتابی یک کشیش شیطان می تواند در مورد آثار طبیعت دست و پا چلفتی، اتلاف منابع، ناشیانه، پست و وحشیانه بنویسد.

blundering around in the dark

در تاریکی به اطراف سرگردان بودن

blundering through a task

در حین انجام یک کار ناشیانه پیش رفتن

blundering into a situation

ناخواسته وارد یک موقعیت شدن

blundering through a conversation

در حین صحبت کردن ناشیانه پیش رفتن

blundering through the instructions

در حین انجام دستورالعمل ها ناشیانه پیش رفتن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید