boarded

[ایالات متحده]/[ˈbɔːdɪd]/
[بریتانیا]/[ˈbɔːrdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته شدۀ کلمه board) روی کشتی، اتوبوس، قطار یا هواپیما نشستن.
v. (گذشته شدۀ کلمه board up) پنجره‌ها و درها را با چوب پوشاندن تا ورود جلوگیری شود.
adj. دارای سطح مناسب برای اسکیت یا سرф.

عبارات و ترکیب‌ها

boarded the train

در火车 را رفته بود

boarded up windows

پنجره ها را با تختکشی پوشانده بود

boarded a plane

در یک هواپیما سوار شده بود

boarding now

در حال سوار شدن هستم

boarded up

پوشانده شده بود

boarded school

در مدرسه سوار شده بود

boarded up house

خانه ای که با تختکشی پوشانده شده بود

boarding pass

پاس جهت سوار شدن

boarded ship

در کشتی سوار شده بود

boarding area

منطقه سوار شدن

جملات نمونه

the passengers boarded the plane for london.

مسافران به پرواز به لندن نشستند.

we boarded the bus to the city center.

ما به اتوبوس به سمت مرکز شهر نشستیم.

they boarded the ship with excitement.

آنها با خوشحالی به کشتی نشستند.

the children boarded the school bus early.

کودکان زود به اتوبوس مدرسه نشستند.

he boarded the train to visit his family.

او به قطار نشست تا خانواده‌اش را بازدید کند.

she boarded the ferry to the island.

او به فریب نشست تا به جزیره برسد.

they boarded the cruise ship for a vacation.

آنها به کشتی کرویز نشستند تا برای تعطیلات.

the team boarded the helicopter for the mission.

تیم به هلیکوپتر نشستند تا برای انجام مأموریت.

we boarded the shuttle to the airport terminal.

ما به اتوشuttle نشستیم تا به فرودگاه برویم.

the guests boarded the yacht for the evening cruise.

میهمانان به یک کشتی یخ‌زدگی نشستند تا برای کرویز شب.

he boarded the cargo plane with his luggage.

او با لوازم خود به هواپیمای باری نشست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید