embarked on
سوار شدن بر
embarked upon
سوار شدن بر
embarked together
با هم سوار شدن
embarked recently
به تازگی سوار شدن
embarked confidently
با اعتماد به نفس سوار شدن
embarked fully
به طور کامل سوار شدن
embarked eagerly
با اشتیاق سوار شدن
embarked swiftly
به سرعت سوار شدن
embarked alone
به تنهایی سوار شدن
embarked boldly
با شجاعت سوار شدن
they embarked on a journey to discover new cultures.
آنها سفری را برای کشف فرهنگهای جدید آغاز کردند.
she embarked on her career as a software engineer.
او دوران حرفه خود را به عنوان مهندس نرمافزار آغاز کرد.
the team embarked on a project to improve community health.
تیم پروژهای را برای بهبود سلامت جامعه آغاز کرد.
he embarked on a quest for knowledge and self-improvement.
او سفری را برای کسب دانش و ارتقای خود آغاز کرد.
we embarked on a mission to reduce plastic waste.
ما مأموریتی را برای کاهش ضایعات پلاستیکی آغاز کردیم.
after months of planning, they finally embarked on their adventure.
پس از ماههای برنامهریزی، آنها سرانجام ماجراجویی خود را آغاز کردند.
she embarked on a new chapter in her life.
او فصل جدیدی در زندگی خود آغاز کرد.
the students embarked on a research project together.
دانشجویان یک پروژه تحقیقاتی را با هم آغاز کردند.
he embarked on a journey of personal growth.
او سفری را برای رشد شخصی آغاز کرد.
they embarked on a campaign to raise awareness about climate change.
آنها کمپینی را برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی آغاز کردند.
embarked on
سوار شدن بر
embarked upon
سوار شدن بر
embarked together
با هم سوار شدن
embarked recently
به تازگی سوار شدن
embarked confidently
با اعتماد به نفس سوار شدن
embarked fully
به طور کامل سوار شدن
embarked eagerly
با اشتیاق سوار شدن
embarked swiftly
به سرعت سوار شدن
embarked alone
به تنهایی سوار شدن
embarked boldly
با شجاعت سوار شدن
they embarked on a journey to discover new cultures.
آنها سفری را برای کشف فرهنگهای جدید آغاز کردند.
she embarked on her career as a software engineer.
او دوران حرفه خود را به عنوان مهندس نرمافزار آغاز کرد.
the team embarked on a project to improve community health.
تیم پروژهای را برای بهبود سلامت جامعه آغاز کرد.
he embarked on a quest for knowledge and self-improvement.
او سفری را برای کسب دانش و ارتقای خود آغاز کرد.
we embarked on a mission to reduce plastic waste.
ما مأموریتی را برای کاهش ضایعات پلاستیکی آغاز کردیم.
after months of planning, they finally embarked on their adventure.
پس از ماههای برنامهریزی، آنها سرانجام ماجراجویی خود را آغاز کردند.
she embarked on a new chapter in her life.
او فصل جدیدی در زندگی خود آغاز کرد.
the students embarked on a research project together.
دانشجویان یک پروژه تحقیقاتی را با هم آغاز کردند.
he embarked on a journey of personal growth.
او سفری را برای رشد شخصی آغاز کرد.
they embarked on a campaign to raise awareness about climate change.
آنها کمپینی را برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی آغاز کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید