boatman

[ایالات متحده]/'bəʊtmən/
[بریتانیا]/'botmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که قایق را هدایت می‌کند؛ فردی که قایق‌ها را اجاره می‌دهد.
Word Forms
جمعboatmen

جملات نمونه

The boatman put me across the river.

ملوان من را به آن طرف رودخانه برد.

The boatman was willing to risk ferrying them across.

ملوان حاضر بود ریسک انتقال آنها را به آن طرف رودخانه بکند.

He was a good swimmer, runner, skater, boatman, and would probably outwalk most countrymen in a day's journey.

او یک شناگر، دونده، اسکیت‌باز، ملوان خوب بود و احتمالاً می‌توانست بیشتر از اکثر هموطنانان در یک سفر یک روزه پیاده‌روی کند.

The boatman skillfully navigated the river.

ملوان به طرز ماهرانه ای رودخانه را هدایت کرد.

The boatman rowed the boat across the lake.

ملوان قایق را از میان دریاچه راند.

The boatman helped tourists with their luggage.

ملوان به گردشگران در حمل بارشان کمک کرد.

The boatman docked the boat at the pier.

ملوان قایق را در اسکله پهلو گرفت.

The boatman's family has been in the business for generations.

خانواده ملوان برای نسل ها در این حرفه بوده است.

The boatman's job requires a good knowledge of the river currents.

شغل ملوان نیاز به دانش خوبی از جریان های رودخانه دارد.

The boatman greeted us warmly as we boarded the boat.

ملوان با روی خوش به ما خوشامد گفت وقتی سوار قایق شدیم.

The boatman's expertise in fishing impressed us.

مهارت ملوان در ماهیگیری ما را تحت تاثیر قرار داد.

The boatman shared stories of his adventures on the river.

ملوان داستان های ماجراهایش در رودخانه را با ما در میان گذاشت.

The boatman's steady hands guided the boat through rough waters.

دست های ثابت ملوان قایق را در میان آب های خروشان هدایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید