bolsteringly supportive
پشتیبانیکننده به طور قاطع
bolsteringly confident
خوشاطمینان به طور قاطع
bolsteringly presented
به طور قاطع ارائه شده
bolsteringly argued
به طور قاطع مطرح شده
bolsteringly encouraged
به طور قاطع تشویق شده
bolsteringly defended
به طور قاطع دفاع شده
bolsteringly affirmed
به طور قاطع تأیید شده
bolsteringly reinforced
به طور قاطع تقویت شده
bolsteringly promoted
به طور قاطع ترویج شده
bolsteringly advocated
به طور قاطع توصیه شده
the new data proved bolsteringly that our initial hypothesis was correct.
دادههای جدید بهطور قانعکنندهای نشان دادند که فرضیه اولیه ما درست بود.
the positive feedback from customers was bolsteringly encouraging for the team.
پاسخهای مثبت از سوی مشتریان بهطور قانعکنندهای برای تیم انگیزهبخش بود.
the company's stock price rose bolsteringly after the announcement of the merger.
قیمت سهام شرکت پس از اعلام ادغام بهطور قانعکنندهای افزایش یافت.
the speaker's passionate delivery was bolsteringly effective in persuading the audience.
توصیف شور و شعف سخنران بهطور قانعکنندهای مؤثر بود در متقاعد کردن جمع حاضر.
the research findings were bolsteringly supportive of the proposed treatment plan.
یافتههای تحقیق بهطور قانعکنندهای حمایت کننده از برنامه درمانی پیشنهادی بود.
the strong sales figures were bolsteringly reassuring to the investors.
شماره فروش قوی بهطور قانعکنندهای آرامبخش برای سرمایهگذاران بود.
the government's economic policies appeared bolsteringly successful in reducing unemployment.
سیاستهای اقتصادی دولت بهطور قانعکنندهای در کاهش بیکاری موفق به نظر رسید.
the athlete's performance was bolsteringly impressive, breaking the previous record.
عملکرد ورزشکار بهطور قانعکنندهای درخشان بود و رکورد قبلی را شکست.
the judge's ruling was bolsteringly clear and concise, leaving no room for doubt.
دستگاه قضایی قاضی بهطور قانعکنندهای واضح و مختصر بود و هیچ گونه فضایی برای شک نمیگذارد.
the team's victory was bolsteringly significant for their morale and confidence.
پیروزی تیم بهطور قانعکنندهای برای روحیه و اعتماد آنها مهم بود.
the detailed report provided bolsteringly strong evidence for the investigation.
گزارش جزئیاتپرداز بهطور قانعکنندهای شواهد قوی برای تحقیق ارائه کرد.
bolsteringly supportive
پشتیبانیکننده به طور قاطع
bolsteringly confident
خوشاطمینان به طور قاطع
bolsteringly presented
به طور قاطع ارائه شده
bolsteringly argued
به طور قاطع مطرح شده
bolsteringly encouraged
به طور قاطع تشویق شده
bolsteringly defended
به طور قاطع دفاع شده
bolsteringly affirmed
به طور قاطع تأیید شده
bolsteringly reinforced
به طور قاطع تقویت شده
bolsteringly promoted
به طور قاطع ترویج شده
bolsteringly advocated
به طور قاطع توصیه شده
the new data proved bolsteringly that our initial hypothesis was correct.
دادههای جدید بهطور قانعکنندهای نشان دادند که فرضیه اولیه ما درست بود.
the positive feedback from customers was bolsteringly encouraging for the team.
پاسخهای مثبت از سوی مشتریان بهطور قانعکنندهای برای تیم انگیزهبخش بود.
the company's stock price rose bolsteringly after the announcement of the merger.
قیمت سهام شرکت پس از اعلام ادغام بهطور قانعکنندهای افزایش یافت.
the speaker's passionate delivery was bolsteringly effective in persuading the audience.
توصیف شور و شعف سخنران بهطور قانعکنندهای مؤثر بود در متقاعد کردن جمع حاضر.
the research findings were bolsteringly supportive of the proposed treatment plan.
یافتههای تحقیق بهطور قانعکنندهای حمایت کننده از برنامه درمانی پیشنهادی بود.
the strong sales figures were bolsteringly reassuring to the investors.
شماره فروش قوی بهطور قانعکنندهای آرامبخش برای سرمایهگذاران بود.
the government's economic policies appeared bolsteringly successful in reducing unemployment.
سیاستهای اقتصادی دولت بهطور قانعکنندهای در کاهش بیکاری موفق به نظر رسید.
the athlete's performance was bolsteringly impressive, breaking the previous record.
عملکرد ورزشکار بهطور قانعکنندهای درخشان بود و رکورد قبلی را شکست.
the judge's ruling was bolsteringly clear and concise, leaving no room for doubt.
دستگاه قضایی قاضی بهطور قانعکنندهای واضح و مختصر بود و هیچ گونه فضایی برای شک نمیگذارد.
the team's victory was bolsteringly significant for their morale and confidence.
پیروزی تیم بهطور قانعکنندهای برای روحیه و اعتماد آنها مهم بود.
the detailed report provided bolsteringly strong evidence for the investigation.
گزارش جزئیاتپرداز بهطور قانعکنندهای شواهد قوی برای تحقیق ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید