sustain

[ایالات متحده]/səˈsteɪn/
[بریتانیا]/səˈsteɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحمل کردن، حمایت کردن؛ برای مدت طولانی نگه داشتن؛ به طور مداوم تحت تأثیر قرار گرفتن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsustaining
شکل سوم شخص مفردsustains
قسمت سوم فعلsustained
زمان گذشتهsustained

عبارات و ترکیب‌ها

sustainable development

توسعه پایدار

sustainable energy

انرژی پایدار

sustainability

پایداری

جملات نمونه

only their faith sustained them.

فقط ایمان آنها آنها را حفظ کرد.

he cannot sustain a normal conversation.

او نمی‌تواند یک مکالمه‌ی عادی را ادامه دهد.

The sea wall sustains the shock of the waves.

دیوار دریایی ضربات امواج را تحمل می‌کند.

can't sustain the blistering heat.

نمی توان گرماي سوزان را تحمل کرد.

These four posts sustain the entire building.

این چهار ستون کل ساختمان را تحمل می‌کنند.

An unshakable belief sustained me.

یک باور ناگسستنی مرا حفظ کرد.

He sustained a foot injury.

او دچار آسیب‌دیدگی پا شد.

a period of sustained economic growth.

یک دوره رشد اقتصادی پایدار.

The rebel held and cleg as rebel-held enclave is coming sustain under sustained pressure from the army.

منطقه تحت کنترل شورشیان و کلگ به عنوان یک منطقه تحت کنترل شورشیان در حال تحمل فشار مداوم از سوی ارتش است.

the novel was too abstract and esoteric to sustain much attention.

رمان خیلی انتزاعی و پیچیده بود که نتوانست توجه زیادی را به خود جلب کند.

there has been a sustained level of activity in the economy.

سطح فعالیت اقتصادی به طور مداوم وجود داشته است.

injuries sustained during delivery.

آسیب های ناشی از زایمان.

effective prescriptions for sustaining rural communities.

داروهای موثر برای حفظ جوامع روستایی.

the victim had sustained physical and psychological damage.

قربانی آسیب‌های جسمی و روان‌شناختی متحمل شده بود.

this thought had sustained him throughout the years.

این فکر او را در طول سال‌ها حفظ کرده بود.

he sustained the role of Creon with burly resilience.

او نقش کرون را با مقاومت تنومند حفظ کرد.

His hope for future sustained him.

امیدش برای آینده او را حفظ کرد.

The facts sustained his theory.

واقعیت‌ها از تئوری او حمایت می‌کردند.

نمونه‌های واقعی

The rich and fertile country below could easily sustain itself.

کشور غنی و حاصلخیز زیرین به راحتی می تواند خود را حفظ کند.

منبع: VOA Standard December 2014 Collection

Four months of daily rainstorms sustain luxuriant vegetation.

چهار ماه طوفان های بارانی روزانه، پوشش گیاهی سرسبز را حفظ می کند.

منبع: Beautiful China

Earth's ability to sustain life depends on that water.

توانایی زمین برای حفظ حیات به آن آب بستگی دارد.

منبع: Crash Course Astronomy

I suppose you're wondering, how do I sustain myself?

حدس میزنم شما در حال فکر کردن هستید، چگونه می توانم خودم را حفظ کنم؟

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

We stayed because we could sustain ourselves.

ما ماندیم زیرا می توانستیم خودمان را حفظ کنیم.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

Is it really worth keeping everyone happy when this only sustains artificial relationships?

آیا واقعاً ارزش دارد که همه را خوشحال نگه دارید وقتی این فقط روابط مصنوعی را حفظ می کند؟

منبع: Popular Science Essays

I don't know how to sustain that.

نمی دانم چگونه می توانم آن را حفظ کنم.

منبع: VOA Standard Speed May 2016 Collection

We have proven life can be sustained in space.

ما ثابت کرده ایم که زندگی می تواند در فضا حفظ شود.

منبع: Go blank axis version

And to really help them, you know, sustain those relationships.

و برای کمک واقعی به آنها، می دانید، حفظ آن روابط.

منبع: Listening Digest

Greens reject growth because they believe it cannot be sustained without wrecking the planet.

گرین ها رشد را رد می کنند زیرا معتقدند نمی توان آن را بدون آسیب رساندن به سیاره حفظ کرد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید