bombardments

[ایالات متحده]/bɒmˈbɑːdmənts/
[بریتانیا]/ˈbɑːmbərˌmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حملات با بمب‌ها یا آتش‌بار سنگین.

عبارات و ترکیب‌ها

bombardments ceased

بمباران‌ها متوقف شد

heavy bombardments

بمباران‌های شدید

withstand bombardments

تحمل بمباران‌ها

repeated bombardments

بمباران‌های مکرر

aerial bombardments

بمباران هوایی

enduring bombardments

بمباران‌های طاقت‌فرسا

launch bombardments

آغاز بمباران‌ها

resist bombardments

مقابله با بمباران‌ها

جملات نمونه

the city suffered extensive bombardments during the war.

شهر در طول جنگ، بمباران‌های گسترده‌ای را متحمل شد.

residents were evacuated due to the ongoing bombardments.

به دلیل بمباران‌های مداوم، ساکنان تخلیه شدند.

bombardments caused significant damage to the infrastructure.

بمباران‌ها آسیب قابل توجهی به زیرساخت‌ها وارد کرد.

the military planned coordinated bombardments to weaken the enemy.

ارتش برای تضعیف دشمن، بمباران‌های هماهنگ برنامه‌ریزی کرد.

after the bombardments, the area was left in ruins.

پس از بمباران‌ها، منطقه در ویرانی رها شد.

survivors recounted their experiences during the bombardments.

بازماندگان تجربیات خود را در طول بمباران‌ها تعریف کردند.

humanitarian aid was delayed due to the ongoing bombardments.

به دلیل بمباران‌های مداوم، کمک‌های بشردوستانه به تاخیر افتاد.

the government condemned the indiscriminate bombardments.

دولت بمباران‌های بی‌هدف را محکوم کرد.

bombardments have a devastating effect on civilian populations.

بمباران‌ها اثر ویرانگری بر جمعیت غیرنظامی دارد.

international observers monitored the impact of the bombardments.

ناظران بین‌المللی تأثیر بمباران‌ها را رصد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید