boons

[ایالات متحده]/buːnz/
[بریتانیا]/bo͞onz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مزایا; فواید; برکات; لطف‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

boons of technology

مزایای فناوری

countless boons

مزایای بی‌شمار

unexpected boons

مزایای غیرمنتظره

bring about boons

ایجاد مزایا

boons and blessings

مزایا و برکات

جملات نمونه

education can provide many boons to society.

تحصیل می‌تواند بسیاری از منافع را برای جامعه فراهم کند.

the new policy has several boons for small businesses.

سیاست جدید دارای چندین منفعت برای کسب و کارهای کوچک است.

there are boons to living in a big city, such as job opportunities.

زندگی در یک شهر بزرگ دارای منافعی مانند فرصت‌های شغلی است.

health and wellness programs offer boons for employees.

برنامه‌های سلامت و تندرستی منافعی را برای کارمندان ارائه می‌دهند.

the boons of technology are evident in everyday life.

منافع فناوری در زندگی روزمره آشکار است.

traveling can bring many boons to personal growth.

سفر کردن می‌تواند منافع زیادی برای رشد شخصی به ارمغان بیاورد.

understanding different cultures has its boons.

درک فرهنگ‌های مختلف دارای منافع خود است.

volunteering offers boons to both the community and the individual.

داوطلبی منافعی را هم برای جامعه و هم برای فرد به ارمغان می‌آورد.

learning a new language has many boons for career advancement.

یادگیری یک زبان جدید منافع زیادی برای ارتقای شغلی دارد.

the boons of teamwork can enhance project outcomes.

منافع کار گروهی می‌تواند نتایج پروژه را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید