be bothering you
در حال آزار دادن شما بودن
not bother you
شما را آزار ندهد
bothersome task
وظیفه آزاردهنده
stop bothering me
دیگر من را آزار نده
too much bothering
آزار بیش از حد
bothering about something
نگرانی در مورد چیزی
don't bother me
من را آزار نده
bother someone
آزار دادن کسی
i'm sorry for bothering you with my questions.
متاسفم که شما را با سوالاتم اذیت کردم.
she didn't mean to be bothering anyone.
او منظوری نداشت که کسی را اذیت کند.
stop bothering your sister while she studies.
وقتی خواهرت درس میخواند، دیگر او را اذیت نکن.
he was bothering me with his constant calls.
او با تماسهایش مدام من را اذیت میکرد.
don't bother me when i'm working.
وقتی دارم کار میکنم، من را اذیت نکن.
she felt guilty for bothering her friend.
او به خاطر اذیت کردن دوستش احساس گناه میکرد.
is it bothering you that i am late?
اینکه من دیر کردم، شما را اذیت میکند؟
he always finds a way to keep bothering me.
او همیشه راهی برای اذیت کردن من پیدا میکند.
i'm just bothering you for a quick favor.
من فقط برای یک لطف کوچک مزاحم شما هستم.
she apologized for bothering him during dinner.
او برای مزاحمت با او در زمان شام عذرخواهی کرد.
be bothering you
در حال آزار دادن شما بودن
not bother you
شما را آزار ندهد
bothersome task
وظیفه آزاردهنده
stop bothering me
دیگر من را آزار نده
too much bothering
آزار بیش از حد
bothering about something
نگرانی در مورد چیزی
don't bother me
من را آزار نده
bother someone
آزار دادن کسی
i'm sorry for bothering you with my questions.
متاسفم که شما را با سوالاتم اذیت کردم.
she didn't mean to be bothering anyone.
او منظوری نداشت که کسی را اذیت کند.
stop bothering your sister while she studies.
وقتی خواهرت درس میخواند، دیگر او را اذیت نکن.
he was bothering me with his constant calls.
او با تماسهایش مدام من را اذیت میکرد.
don't bother me when i'm working.
وقتی دارم کار میکنم، من را اذیت نکن.
she felt guilty for bothering her friend.
او به خاطر اذیت کردن دوستش احساس گناه میکرد.
is it bothering you that i am late?
اینکه من دیر کردم، شما را اذیت میکند؟
he always finds a way to keep bothering me.
او همیشه راهی برای اذیت کردن من پیدا میکند.
i'm just bothering you for a quick favor.
من فقط برای یک لطف کوچک مزاحم شما هستم.
she apologized for bothering him during dinner.
او برای مزاحمت با او در زمان شام عذرخواهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید