bounces

[ایالات متحده]/baʊnsiz/
[بریتانیا]/ˈbaʊnsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برگشتن پس از ضربه زدن به یک سطح؛ بازگشتن.; حرکت کردن به بالا و پایین به طور مکرر، مانند پرش یا جهش.
n. عمل پرش؛ یک پرش یا بازگشت.

عبارات و ترکیب‌ها

bounces back

باز می‌گردد

bounces off

به آن برخورد می‌کند

bounces around

اینجا و آنجا می‌پرد

bounces high

به ارتفاع زیاد می‌پرد

bounces down

به پایین می‌پرد

bounce up

بالا می‌پرد

bounces off walls

از دیوارها می‌پرد

bounces lightly

به آرامی می‌پرد

جملات نمونه

the ball bounces high when dropped on the floor.

توپ وقتی روی زمین انداخته شود، با ارتفاع زیاد پرش می‌کند.

she bounces back quickly from setbacks.

او به سرعت از پس مشکلات و موانع برمی‌آید.

the sound of the music bounces off the walls.

صدای موسیقی از دیوارها منعکس می‌شود.

he bounces ideas off his colleagues during meetings.

او در جلسات، ایده‌های خود را با همکاران در میان می‌گذارد.

the dog happily bounces around the yard.

سگ با خوشحالی در حیاط پرش می‌کند.

her spirits bounces back after hearing the good news.

بعد از شنیدن اخبار خوب، روحیه او دوباره شکوفا می‌شود.

the child bounces on the trampoline.

کودک روی ترامپولین می‌پرد.

the basketball bounces off the rim and into the net.

توپ بسکتبال از حلقه می‌پرد و وارد سبد می‌شود.

he bounces around the room with excitement.

او با هیجان در اتاق پرسه می‌زند.

the echo bounces back to us from the mountains.

پژواک از کوه‌ها به ما بازمی‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید