braggarts

[ایالات متحده]/bræɡɑːrtz/
[بریتانیا]/ bragərts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور مفرط و اغلب درباره خود یا دستاوردهایشان لاف می‌زنند
adj. لاف‌زن؛ خود بزرگ‌بین

عبارات و ترکیب‌ها

boastful braggarts

خودشیفته‌های خودستا

braggarts always

خودستایان همیشه

full of braggarts

پر از خودستایی

ignore braggarts

نادیده گرفتن خودستایان

hate braggarts

نفر از خودستایان

spot braggarts

تشخیص خودستایان

listen to braggarts

گوش دادن به خودستایان

deal with braggarts

رسیدگی به خودستایان

around braggarts

اطراف خودستایان

amongst braggarts

در میان خودستایان

جملات نمونه

braggarts often exaggerate their achievements.

خودستنان اغلب دستاوردهايش را اغراق مي‌كنند.

it's hard to trust braggarts because they rarely tell the truth.

به دليل اينكه كمتر دروغ مي‌گويند، اعتماد كردن به خودستنان سخت است.

braggarts tend to alienate their friends.

خودستنان معمولاً دوستان خود را ناراضي مي‌كنند.

people usually avoid braggarts at social gatherings.

افراد معمولاً خود را از خودستنان در جمع‌ها دور مي‌كنند.

braggarts often think they are impressing others.

خودستنان اغلب فکر مي‌كنند كه ديگران را تحت تأثير قرار مي‌دهند.

he is a braggart who loves to show off his wealth.

او خودستاني است که عاشق نشان دادن ثروت خود است.

braggarts can be entertaining, but they are often annoying.

خودستنان مي‌توانند سرگرم‌كننده باشند، اما اغلب آزاردهنده هستند.

listening to braggarts can be exhausting.

گوش دادن به خودستنان خسته‌کننده است.

braggarts often lack genuine confidence.

خودستنان اغلب فاقد اعتماد به نفس واقعی هستند.

many braggarts are insecure deep down.

بسياري از خودستنان در اعماق وجود خود ناامن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید