show-offs

[ایالات متحده]/[ˈʃəʊɒfs]/
[بریتانیا]/[ˈʃoʊɒfs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که دوست دارند نمایش دهند.؛ کسی که توانایی‌ها یا دارایی‌های خود را نمایش می‌دهد.؛ شخصی که خودخواه است.

عبارات و ترکیب‌ها

show-offs only

فقط کسانی که از خودشان می‌پریزند

avoid show-offs

از کسانی که از خودشان می‌پریزند بپرهیز

real show-off

کسی که واقعی از خودشان می‌پریزد

show-offs galore

تعداد زیادی از کسانی که از خودشان می‌پریزند

stop show-offs

از از خودشان می‌پریزدن دست کشی

being show-offs

از خودشان می‌پریزدن

show-off attitude

وضعیت از خودشان می‌پریزدن

were show-offs

کسانی بودند که از خودشان می‌پریزند

full of show-offs

پر از کسانی که از خودشان می‌پریزند

such show-offs

چنین کسانی که از خودشان می‌پریزند

جملات نمونه

the kids were such show-offs on the playground, constantly trying to impress each other.

کودکان در مدرسه به خودنمایی می‌کردند و همیشه سعی می‌کردند یکدیگر را مجابه کنند.

we don't need any show-offs at the meeting; let's just focus on the task at hand.

ما نیازی به خودنمایی‌ها در جلسه نداریم؛ فقط روی کار در دست باشیم.

he's a real show-off, always boasting about his expensive car.

او واقعاً یک خودنمایی است و همیشه درباره ماشین گران‌قیمت‌اش تبلیغ می‌کند.

i'm tired of these show-offs and their constant need for attention.

من از این خودنمایی‌ها و نیازشان به توجه مدام خسته شده‌ام.

the dancers were incredible, but some of them were a bit of show-offs during the routine.

رقصندگان فوق‌العاده بودند، اما بعضی از آنها در طول روتین کمی خودنمایی کردند.

don't be a show-off; just do your best and let your work speak for itself.

خودنمایی نکن، فقط بهترین کار را انجام ده و اجازه بده کار تو به خودش گوید.

she's a natural athlete, but sometimes she gets carried away and becomes a show-off.

او یک ورزشکار طبیعی است، اما گاهی اوقات از حدوحد بیرون می‌رود و به خودنمایی می‌کند.

we just want to have fun; we don't need any show-offs ruining the vibe.

ما فقط می‌خواهیم خوشبختی باشیم؛ نیازی به خودنمایی‌هایی نداریم که جو را بگنگن.

he's trying to be a show-off to impress the new girl.

او سعی می‌کند خودنمایی کند تا دختر جدید را مجابه کند.

the team captain warned the players not to be show-offs during the game.

سرپرست تیم به بازیکنان هشدار داد که در طول بازی خودنمایی نکنند.

it's easy to become a show-off when you're achieving great success.

وقتی موفقیت‌های بزرگی داری، به راحتی می‌توانی خودنمایی شوی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید