brings joy
به ارمغان میآورد شادی
brings trouble
به ارمغان میآورد مشکل
brings results
به ارمغان میآورد نتایج
brings changes
به ارمغان میآورد تغییرات
brings hope
به ارمغان میآورد امید
bringing value
ارزشآفرینی
brings people
افراد را به ارمغان میآورد
brings forward
به جلو میآورد
brings together
گرد هم میآورد
the new software brings increased efficiency to our workflow.
نرمافزار جدید، بهرهوری بیشتری را به گردش کار ما میآورد.
a good cup of coffee brings a welcome boost in the morning.
یک فنجان قهوه خوب، یک افزایش دلپذیر در صبح را به ارمغان میآورد.
the holiday season brings a sense of joy and togetherness.
فصل تعطیلات، حسی از شادی و همراهی را به ارمغان میآورد.
his experience brings valuable insights to the project team.
تجربه او، بینشهای ارزشمندی را به تیم پروژه میآورد.
the rain brings relief to the drought-stricken farmland.
باران، تسکین را به مزارع دچار خشکسالی میآورد.
the company's success brings opportunities for advancement.
موفقیت شرکت، فرصتهایی برای پیشرفت را به ارمغان میآورد.
the museum brings history to life with interactive exhibits.
موزه، تاریخ را با نمایشگاههای تعاملی زنده میکند.
the new policy brings about significant changes in the industry.
سیاست جدید، تغییرات قابل توجهی را در صنعت ایجاد میکند.
the challenge brings a chance to learn and grow.
چالش، فرصتی برای یادگیری و رشد را به ارمغان میآورد.
the aroma of freshly baked bread brings a feeling of warmth.
عطر نان تازه پخته شده، حسی از گرما را به ارمغان میآورد.
the news brings a wave of sadness to the community.
این خبر، موجی از غم را به جامعه میآورد.
brings joy
به ارمغان میآورد شادی
brings trouble
به ارمغان میآورد مشکل
brings results
به ارمغان میآورد نتایج
brings changes
به ارمغان میآورد تغییرات
brings hope
به ارمغان میآورد امید
bringing value
ارزشآفرینی
brings people
افراد را به ارمغان میآورد
brings forward
به جلو میآورد
brings together
گرد هم میآورد
the new software brings increased efficiency to our workflow.
نرمافزار جدید، بهرهوری بیشتری را به گردش کار ما میآورد.
a good cup of coffee brings a welcome boost in the morning.
یک فنجان قهوه خوب، یک افزایش دلپذیر در صبح را به ارمغان میآورد.
the holiday season brings a sense of joy and togetherness.
فصل تعطیلات، حسی از شادی و همراهی را به ارمغان میآورد.
his experience brings valuable insights to the project team.
تجربه او، بینشهای ارزشمندی را به تیم پروژه میآورد.
the rain brings relief to the drought-stricken farmland.
باران، تسکین را به مزارع دچار خشکسالی میآورد.
the company's success brings opportunities for advancement.
موفقیت شرکت، فرصتهایی برای پیشرفت را به ارمغان میآورد.
the museum brings history to life with interactive exhibits.
موزه، تاریخ را با نمایشگاههای تعاملی زنده میکند.
the new policy brings about significant changes in the industry.
سیاست جدید، تغییرات قابل توجهی را در صنعت ایجاد میکند.
the challenge brings a chance to learn and grow.
چالش، فرصتی برای یادگیری و رشد را به ارمغان میآورد.
the aroma of freshly baked bread brings a feeling of warmth.
عطر نان تازه پخته شده، حسی از گرما را به ارمغان میآورد.
the news brings a wave of sadness to the community.
این خبر، موجی از غم را به جامعه میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید