bruises above both eyes.
کبودی بالای هر دو چشم.
Soft fruit bruises easily.
میوه های نرم به راحتی کبود می شوند.
the mix contains bruised oats.
مخلوط حاوی جو دوسر کبود است.
there was a bruise on his cheek, a twin to the one on mine.
کبودی روی گونه اش بود، مشابه کبودی من.
embrocation will soothe your bruised knee.
کمپرس زانویت کبود را تسکین می دهد.
bruised the fruit by careless packing.
با بسته بندی بی احتیاط میوه ها را کبود کرد.
She bruised her knee.
او زانوی خود را کبود کرد.
The pear had bruises of dark spots.
گلابی لکه های تیره کبودی داشت.
Don't drop apples, they bruise easily.
سیب ها را نیاندازید، آنها به راحتی کبود می شوند.
She bruised herself against the desk.
او به طور تصادفی به میز برخورد کرد و کبود شد.
she tried to bolster her bruised pride.
او سعی کرد غرور آسیب دیده خود را تقویت کند.
potatoes bruise easily, so treat them with care.
سیب زمینی ها به راحتی کبود می شوند، بنابراین با احتیاط با آنها رفتار کنید.
I chose a man who massaged my bruised ego.
من مردی را انتخاب کردم که به غرور کبود من رسیدگی کرد.
her bruised knee was already swelling up .
زانوی کبودش در حال حاضر متورم بود.
He was covered with bruises after falling off his bicycle.
او بعد از افتادن از دوچرخه با کبودی پوشانده شده بود.
"David, hunted like a partridge on the mountain, bruised, weary and footsore, was ground into bread for a kingdom.
Its dried roots (Chinese name: Jinquegen) have been used in China as a folk medicine for the treatment of asthenia syndrome, vascular hypertension, leukorrhagia, bruises and contused wounds.
ریشه های خشک شده آن (نام چینی: Jinquegen) به عنوان یک داروی سنتی در چین برای درمان سندرم ضعف، فشار خون عروقی، واژینوز، کبودی و زخم های له شده استفاده شده است.
bruises above both eyes.
کبودی بالای هر دو چشم.
Soft fruit bruises easily.
میوه های نرم به راحتی کبود می شوند.
the mix contains bruised oats.
مخلوط حاوی جو دوسر کبود است.
there was a bruise on his cheek, a twin to the one on mine.
کبودی روی گونه اش بود، مشابه کبودی من.
embrocation will soothe your bruised knee.
کمپرس زانویت کبود را تسکین می دهد.
bruised the fruit by careless packing.
با بسته بندی بی احتیاط میوه ها را کبود کرد.
She bruised her knee.
او زانوی خود را کبود کرد.
The pear had bruises of dark spots.
گلابی لکه های تیره کبودی داشت.
Don't drop apples, they bruise easily.
سیب ها را نیاندازید، آنها به راحتی کبود می شوند.
She bruised herself against the desk.
او به طور تصادفی به میز برخورد کرد و کبود شد.
she tried to bolster her bruised pride.
او سعی کرد غرور آسیب دیده خود را تقویت کند.
potatoes bruise easily, so treat them with care.
سیب زمینی ها به راحتی کبود می شوند، بنابراین با احتیاط با آنها رفتار کنید.
I chose a man who massaged my bruised ego.
من مردی را انتخاب کردم که به غرور کبود من رسیدگی کرد.
her bruised knee was already swelling up .
زانوی کبودش در حال حاضر متورم بود.
He was covered with bruises after falling off his bicycle.
او بعد از افتادن از دوچرخه با کبودی پوشانده شده بود.
"David, hunted like a partridge on the mountain, bruised, weary and footsore, was ground into bread for a kingdom.
Its dried roots (Chinese name: Jinquegen) have been used in China as a folk medicine for the treatment of asthenia syndrome, vascular hypertension, leukorrhagia, bruises and contused wounds.
ریشه های خشک شده آن (نام چینی: Jinquegen) به عنوان یک داروی سنتی در چین برای درمان سندرم ضعف، فشار خون عروقی، واژینوز، کبودی و زخم های له شده استفاده شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید