bullheadedly

[ایالات متحده]/bʊlˈhedɪdli/
[بریتانیا]/bəlˈhɛdədli/

ترجمه

adv. به طرز سرسخت یا لجوجانه؛ با اراده، صرف نظر از مشاوره یا دلیل.

عبارات و ترکیب‌ها

bullheadedly stubborn

سرسختانه سرسخت

bullheadedly persistent

سرسختانه پیگیر

bullheadedly defiant

سرسختانه مغرور

bullheadedly determined

سرسختانه مصمم

bullheadedly reckless

سرسختانه بی فکر

bullheadedly naive

سرسختانه ساده لوح

bullheadedly loyal

سرسختانه وفادار

bullheadedly idealistic

سرسختانه آرمانگرا

bullheadedly aggressive

سرسختانه تهاجمی

bullheadedly single-minded

سرسختانه تک‌بعده

جملات نمونه

he bullheadedly refused to change his mind.

او با سرسختی از تغییر عقیده‌اش امتناع کرد.

she bullheadedly pursued her dreams despite the obstacles.

او با وجود موانع، با سرسختی به دنبال تحقق رویای خود رفت.

the team bullheadedly stuck to their original plan.

تیم با سرسختی به برنامه اصلی خود پایبند ماند.

he bullheadedly ignored all the warnings.

او با بی‌توجهی و سرسختی، تمام هشدارهای را نادیده گرفت.

she bullheadedly insisted on doing it her way.

او با سرسختی اصرار داشت آن را به روش خود انجام دهد.

the child bullheadedly refused to eat his vegetables.

کودک با سرسختی از خوردن سبزیجات خود امتناع کرد.

they bullheadedly continued their argument.

آنها بحث خود را با سرسختی ادامه دادند.

he bullheadedly took on the challenge alone.

او با سرسختی و به تنهایی مسئولیت این چالش را بر عهده گرفت.

she bullheadedly believed she was right.

او با سرسختی معتقد بود که حق با اوست.

the manager bullheadedly rejected the new proposal.

مدیر با سرسختی پیشنهاد جدید را رد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید