bureaus

[ایالات متحده]/ˈbjuːroʊz/
[بریتانیا]/byuːˈroʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بورو؛ یک دفتر یا دپارتمان، به ویژه در دولت؛ مکانی که اطلاعاتی درباره یک موضوع خاص ارائه می‌دهد؛ یک قطعه مبلمان با کشوها و سطح نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

government bureaus

ادارات دولتی

local bureaus

ادارات محلی

federal bureaus

ادارات فدرال

public bureaus

ادارات عمومی

regulatory bureaus

ادارات نظارتی

city bureaus

ادارات شهری

state bureaus

ادارات ایالتی

employment bureaus

ادارات استخدام

information bureaus

ادارات اطلاعات

tourism bureaus

ادارات گردشگری

جملات نمونه

the government has several bureaus to manage different departments.

دولت چندین اداره برای مدیریت بخش‌های مختلف دارد.

many bureaus collaborate to improve public services.

ادارات زیادی برای بهبود خدمات عمومی با هم همکاری می‌کنند.

she works in one of the environmental protection bureaus.

او در یکی از ادارات حفاظت از محیط زیست کار می‌کند.

the travel bureaus are offering great deals this season.

ادارات مسافرتی در این فصل معاملات خوبی ارائه می‌دهند.

local bureaus often hold community meetings.

ادارات محلی اغلب جلسات عمومی برگزار می‌کنند.

he was appointed to lead one of the new bureaus.

او برای رهبری یکی از ادارات جدید منصوب شد.

there are several bureaus dedicated to historical preservation.

چندین اداره به حفظ آثار تاریخی اختصاص داده شده‌اند.

bureaus of statistics provide valuable data for research.

ادارات آمار داده‌های ارزشمندی برای تحقیق ارائه می‌دهند.

she visited various bureaus to gather information for her project.

او از ادارات مختلف بازدید کرد تا اطلاعات مورد نیاز برای پروژه خود را جمع آوری کند.

the international bureaus facilitate cooperation between countries.

ادارات بین‌المللی همکاری بین کشورها را تسهیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید