calcined clay
خاک گداخته
calcined lime
آهک گداخته
calcined bauxite
بوکسیت گداخته
calcined gypsum
جوش شیرین گداخته
calcined alumina
آلومینا کلسینه شده
calcined dolomite
دولومیت گداخته
calcined phosphate
فسفات گداخته
calcined material
مواد گداخته
calcined product
محصول گداخته
calcined powder
پودر گداخته
the clay was calcined to improve its durability.
خاک رس برای بهبود دوام آن کلسینه شد.
calcined minerals are often used in construction materials.
معادن کلسینه شده اغلب در مصالح ساختمانی استفاده می شوند.
they calcined the limestone to produce quicklime.
آنها سنگ آهک را برای تولید آهک زنده کلسینه کردند.
calcined alumina is essential for the production of ceramics.
آلومینا کلسینه شده برای تولید سرامیک ها ضروری است.
the process of calcined ash improves its properties.
فرآیند خاکستر کلسینه شده خواص آن را بهبود می بخشد.
calcined products can withstand high temperatures.
محصولات کلسینه شده می توانند در برابر دمای بالا مقاومت کنند.
after being calcined, the material became more reactive.
پس از کلسینه شدن، ماده واکنش پذیرتر شد.
they used calcined clay for better adhesion.
آنها از خاک رس کلسینه شده برای چسبندگی بهتر استفاده کردند.
calcined soda is an important ingredient in glassmaking.
سدیم کلسینه یک جزء مهم در تولید شیشه است.
the calcined material was analyzed for purity.
مواد کلسینه شده برای تعیین خلوص آن تجزیه و تحلیل شدند.
calcined clay
خاک گداخته
calcined lime
آهک گداخته
calcined bauxite
بوکسیت گداخته
calcined gypsum
جوش شیرین گداخته
calcined alumina
آلومینا کلسینه شده
calcined dolomite
دولومیت گداخته
calcined phosphate
فسفات گداخته
calcined material
مواد گداخته
calcined product
محصول گداخته
calcined powder
پودر گداخته
the clay was calcined to improve its durability.
خاک رس برای بهبود دوام آن کلسینه شد.
calcined minerals are often used in construction materials.
معادن کلسینه شده اغلب در مصالح ساختمانی استفاده می شوند.
they calcined the limestone to produce quicklime.
آنها سنگ آهک را برای تولید آهک زنده کلسینه کردند.
calcined alumina is essential for the production of ceramics.
آلومینا کلسینه شده برای تولید سرامیک ها ضروری است.
the process of calcined ash improves its properties.
فرآیند خاکستر کلسینه شده خواص آن را بهبود می بخشد.
calcined products can withstand high temperatures.
محصولات کلسینه شده می توانند در برابر دمای بالا مقاومت کنند.
after being calcined, the material became more reactive.
پس از کلسینه شدن، ماده واکنش پذیرتر شد.
they used calcined clay for better adhesion.
آنها از خاک رس کلسینه شده برای چسبندگی بهتر استفاده کردند.
calcined soda is an important ingredient in glassmaking.
سدیم کلسینه یک جزء مهم در تولید شیشه است.
the calcined material was analyzed for purity.
مواد کلسینه شده برای تعیین خلوص آن تجزیه و تحلیل شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید