calcined

[ایالات متحده]/ˈkæl.saɪnd/
[بریتانیا]/kal-sīnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (چیزی را) به دمای بالا گرم کردن تا زمانی که سفید یا پودری شود، به‌ویژه سنگ آهک برای تولید آهک.

عبارات و ترکیب‌ها

calcined clay

خاک گداخته

calcined lime

آهک گداخته

calcined bauxite

بوکسیت گداخته

calcined gypsum

جوش شیرین گداخته

calcined alumina

آلومینا کلسینه شده

calcined dolomite

دولومیت گداخته

calcined phosphate

فسفات گداخته

calcined material

مواد گداخته

calcined product

محصول گداخته

calcined powder

پودر گداخته

جملات نمونه

the clay was calcined to improve its durability.

خاک رس برای بهبود دوام آن کلسینه شد.

calcined minerals are often used in construction materials.

معادن کلسینه شده اغلب در مصالح ساختمانی استفاده می شوند.

they calcined the limestone to produce quicklime.

آنها سنگ آهک را برای تولید آهک زنده کلسینه کردند.

calcined alumina is essential for the production of ceramics.

آلومینا کلسینه شده برای تولید سرامیک ها ضروری است.

the process of calcined ash improves its properties.

فرآیند خاکستر کلسینه شده خواص آن را بهبود می بخشد.

calcined products can withstand high temperatures.

محصولات کلسینه شده می توانند در برابر دمای بالا مقاومت کنند.

after being calcined, the material became more reactive.

پس از کلسینه شدن، ماده واکنش پذیرتر شد.

they used calcined clay for better adhesion.

آنها از خاک رس کلسینه شده برای چسبندگی بهتر استفاده کردند.

calcined soda is an important ingredient in glassmaking.

سدیم کلسینه یک جزء مهم در تولید شیشه است.

the calcined material was analyzed for purity.

مواد کلسینه شده برای تعیین خلوص آن تجزیه و تحلیل شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید