unburned

[ایالات متحده]/ʌn'bə:nd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سوخته نشده; در معرض آتش قرار نگرفته.

جملات نمونه

Feed it as well with unburned and uncombined foods because that which is simple and natural is best.

همچنین آن را با غذاهای نسوخته و غیرترکیب شده تغذیه کنید، زیرا آنچه ساده و طبیعی است بهترین است.

The unburned wood was used to build a new fence.

چوب نسوخته برای ساخت یک حصار جدید استفاده شد.

The firefighters quickly extinguished the unburned portion of the building.

آتش‌نشانان به سرعت بخش نسوخته ساختمان را خاموش کردند.

The unburned candles were carefully stored away for future use.

شمع‌های نسوخته برای استفاده آینده با دقت نگهداری شدند.

The unburned fuel in the tank helped the car to keep running.

سوخت نسوخته در مخزن به ماشین کمک کرد تا همچنان روشن بماند.

The unburned paper at the bottom of the fireplace was still intact.

کاغذ نسوخته در پایین شومینه هنوز سالم بود.

The unburned toast was quickly replaced with a fresh slice.

نان تست نسوخته به سرعت با یک برش تازه جایگزین شد.

The unburned section of the field provided a safe haven for small animals.

بخش نسوخته زمین یک پناهگاه امن برای حیوانات کوچک فراهم کرد.

The unburned incense filled the room with a pleasant aroma.

عود نسوخته اتاق را با عطر دلپذیری پر کرد.

The unburned end of the rope was tied securely to the post.

سر نسوخته طناب به طور ایمن به ستون بسته شد.

The unburned part of the meal was saved for leftovers the next day.

بخش نسوخته غذا برای باقی مانده روز بعد ذخیره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید