tapers off
کاهش مییابد
tapers down
کاهش مییابد
tapers in
به داخل میرود
tapers out
بیرون میرود
tapers towards
به سمت ... میرود
tapers off gradually
به تدریج کم میشود
tapers at ends
در انتهای آن باریک میشود
tapers to point
به نوک میرسد
tapers to thin
به نازک شدن میرسد
tapers with time
با گذشت زمان باریک میشود
the artist uses a brush that tapers at the end for finer details.
هنرمند از قلم مویی استفاده میکند که در انتهای آن به تدریج باریک میشود تا جزئیات دقیقتری را ایجاد کند.
as the candle burns, it tapers down to a small point.
همانطور که شمع میسوزد، به تدریج به یک نقطه کوچک باریک میشود.
the road tapers off into a narrow path through the forest.
جاده به تدریج به یک مسیر باریک در جنگل منتهی میشود.
the chef's knife tapers to a sharp edge for precision cutting.
چاقوی آشپز به یک لبه تیز باریک میشود تا برش دقیقی انجام شود.
the building's design features a roof that tapers upward.
طراحی ساختمان دارای سقفی است که به سمت بالا باریک میشود.
the fabric tapers at the waist, creating a flattering silhouette.
پارچه در قسمت کمر باریک میشود و یک خط کمر جذاب ایجاد میکند.
as the discussion continued, the topics began to taper off.
همانطور که بحث ادامه یافت، موضوعات شروع به کاهش کردند.
the trail tapers down to a stream at the bottom of the hill.
مسیر به تدریج به یک جریان در پایین تپه منتهی میشود.
the performance tapers to a quiet conclusion.
اجرا به یک نتیجه گیری آرام منتهی میشود.
the sales of the product began to taper after the initial launch.
فروش محصول پس از عرضه اولیه شروع به کاهش کرد.
tapers off
کاهش مییابد
tapers down
کاهش مییابد
tapers in
به داخل میرود
tapers out
بیرون میرود
tapers towards
به سمت ... میرود
tapers off gradually
به تدریج کم میشود
tapers at ends
در انتهای آن باریک میشود
tapers to point
به نوک میرسد
tapers to thin
به نازک شدن میرسد
tapers with time
با گذشت زمان باریک میشود
the artist uses a brush that tapers at the end for finer details.
هنرمند از قلم مویی استفاده میکند که در انتهای آن به تدریج باریک میشود تا جزئیات دقیقتری را ایجاد کند.
as the candle burns, it tapers down to a small point.
همانطور که شمع میسوزد، به تدریج به یک نقطه کوچک باریک میشود.
the road tapers off into a narrow path through the forest.
جاده به تدریج به یک مسیر باریک در جنگل منتهی میشود.
the chef's knife tapers to a sharp edge for precision cutting.
چاقوی آشپز به یک لبه تیز باریک میشود تا برش دقیقی انجام شود.
the building's design features a roof that tapers upward.
طراحی ساختمان دارای سقفی است که به سمت بالا باریک میشود.
the fabric tapers at the waist, creating a flattering silhouette.
پارچه در قسمت کمر باریک میشود و یک خط کمر جذاب ایجاد میکند.
as the discussion continued, the topics began to taper off.
همانطور که بحث ادامه یافت، موضوعات شروع به کاهش کردند.
the trail tapers down to a stream at the bottom of the hill.
مسیر به تدریج به یک جریان در پایین تپه منتهی میشود.
the performance tapers to a quiet conclusion.
اجرا به یک نتیجه گیری آرام منتهی میشود.
the sales of the product began to taper after the initial launch.
فروش محصول پس از عرضه اولیه شروع به کاهش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید