canvases

[ایالات متحده]/ˈkæn.veɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈkæn.və.ˌsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه بوم، ورق‌های پارچه‌ای که برای نقاشی استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

artistic canvases

تابلوهای هنری

blank canvases

پارچه‌های خالی

large canvases

پارچه‌های بزرگ

canvas paintings

نقاشی‌های پارچه ای

canvas textures

بافت‌های پارچه ای

canvas sizes

اندازه‌های پارچه

stretched canvases

پارچه‌های کشیده شده

canvas prints

چاپ‌های پارچه ای

canvas boards

پارچه‌های مقوا

canvas materials

مواد پارچه ای

جملات نمونه

artists often use large canvases for their masterpieces.

هنرمندان اغلب از بوم‌های بزرگ برای شاهکارهایشان استفاده می‌کنند.

she bought several canvases to start her painting hobby.

او چندین بوم برای شروع سرگرمی نقاشی‌اش خرید.

canvases can be expensive, depending on the size and quality.

بوم‌ها می‌توانند گران باشند، بسته به اندازه و کیفیت.

the gallery displayed a variety of canvases from local artists.

گالری مجموعه‌ای از بوم‌های هنرمندان محلی را به نمایش گذاشت.

he prefers to work on canvases rather than paper.

او ترجیح می‌دهد روی بوم‌ها کار کند تا روی کاغذ.

canvases can be stretched over frames for better presentation.

می‌توان بوم‌ها را روی فریم کشید تا بهتر ارائه شوند.

the workshop taught techniques for painting on canvases.

کارگاه تکنیک‌های نقاشی روی بوم را آموزش داد.

she enjoys experimenting with different textures on her canvases.

او از آزمایش بافت‌های مختلف روی بوم‌هایش لذت می‌برد.

canvases come in various sizes to suit different artistic needs.

بوم‌ها در اندازه‌های مختلف عرضه می‌شوند تا نیازهای هنری مختلف را برآورده کنند.

the artist prepped her canvases with a layer of gesso.

هنرمند بوم‌های خود را با یک لایه گواش آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید