carried out
انجام شده
carried away
با خود بردن
be carried out
انجام شود
carried forward
به جلو منتقل شد
carried over
انتقال داده شده
get carried away
عذاب کشیدن
carried back
پس برگرداندن
carried along
همراه بردن
carried down
به پایین منتقل شد
carried interest
سود نقدی
carried the idea farther.
ایده را بیشتر پیش برد.
The regulation was perfunctorily carried out.
قانون به صورت سطحی اجرا شد.
The resolution was carried unanimously.
تصمیم به اتفاق آرا تصویب شد.
the lifeboat was carried astern by the tide.
قایق نجات توسط جریان به عقب برده شد.
the ball carried to second slip.
توپ به دومین اسلپ منتقل شد.
stock carried at shop
سهام در مغازه معامله شد.
He carried the child pickaback.
او کودک را روی شانههایش حمل کرد.
the survey was carried out aerially.
بررسی به صورت هوایی انجام شد.
carried the fetus to term.
جفت را تا زمان بلوغ حمل کرد.
He carried the food to the table.
او غذا را تا میز برد.
lost the game but carried the match.
بازی را باختیم اما مسابقه را بردیم.
The motion was carried in a close vote.
این پیشنهاد با رای نزدیک تصویب شد.
The proposal carried by a wide margin.
این پیشنهاد با حاشیه امنی تصویب شد.
was carried away by desire.
او غرق در هوس شد.
was carried off by a fever.
او توسط تب برداشته شد.
carried out the mission successfully.
ماموریت را با موفقیت انجام داد.
I carried it all by myself.
من همه را خودم انجام دادم.
The oil carried in pipelines.
نفت از طریق خطوط لوله حمل میشود.
The rubbish must be carried away.
زباله ها باید دور انداخته شوند.
The body was carried down by the stream.
جسد را توسط جریان آب به پایین بردند.
carried out
انجام شده
carried away
با خود بردن
be carried out
انجام شود
carried forward
به جلو منتقل شد
carried over
انتقال داده شده
get carried away
عذاب کشیدن
carried back
پس برگرداندن
carried along
همراه بردن
carried down
به پایین منتقل شد
carried interest
سود نقدی
carried the idea farther.
ایده را بیشتر پیش برد.
The regulation was perfunctorily carried out.
قانون به صورت سطحی اجرا شد.
The resolution was carried unanimously.
تصمیم به اتفاق آرا تصویب شد.
the lifeboat was carried astern by the tide.
قایق نجات توسط جریان به عقب برده شد.
the ball carried to second slip.
توپ به دومین اسلپ منتقل شد.
stock carried at shop
سهام در مغازه معامله شد.
He carried the child pickaback.
او کودک را روی شانههایش حمل کرد.
the survey was carried out aerially.
بررسی به صورت هوایی انجام شد.
carried the fetus to term.
جفت را تا زمان بلوغ حمل کرد.
He carried the food to the table.
او غذا را تا میز برد.
lost the game but carried the match.
بازی را باختیم اما مسابقه را بردیم.
The motion was carried in a close vote.
این پیشنهاد با رای نزدیک تصویب شد.
The proposal carried by a wide margin.
این پیشنهاد با حاشیه امنی تصویب شد.
was carried away by desire.
او غرق در هوس شد.
was carried off by a fever.
او توسط تب برداشته شد.
carried out the mission successfully.
ماموریت را با موفقیت انجام داد.
I carried it all by myself.
من همه را خودم انجام دادم.
The oil carried in pipelines.
نفت از طریق خطوط لوله حمل میشود.
The rubbish must be carried away.
زباله ها باید دور انداخته شوند.
The body was carried down by the stream.
جسد را توسط جریان آب به پایین بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید