carrot

[ایالات متحده]/ˈkærət/
[بریتانیا]/ˈkærət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سبزی که معمولاً رنگی نارنجی دارد، غنی از ویتامین‌ها و فیبر است و به‌طور معمول در آشپزی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعcarrots

عبارات و ترکیب‌ها

carrot and stick

چماق و هویج

جملات نمونه

crisp carrot and celery sticks.

چوب‌های ترد هویج و کرفس

These carrots are finely chopped.

این هویج‌ها به خوبی خرد شده‌اند.

grubbed carrots with a stick.

هویج‌هایی که با چوب کنده شده‌اند.

Their method of negotiating is a combination of the carrot and the stick.

روش مذاکره آن‌ها ترکیبی از هویج و چوب است.

the defence portfolio could be the carrot to dangle before him.

پورتفولیو دفاعی می‌تواند هویج باشد که در مقابل او آویزان شود.

the fish was served in a bright lake of spicy carrot sauce.

ماهی در یک دریاچه روشن از سس تند هویج سرو شد.

lobster mould with a sauce of carrots and port.

قالب خرچنگ با سسی از هویج و پورت.

carrots contain a natural antiseptic which fights bacteria.

هویج حاوی یک ماده ضدعفونی کننده طبیعی است که با باکتری ها مبارزه می کند.

cook the carrots in boiling salted water.

هویج‌ها را در آب جوش نمک بپزید.

remove the green tops from the carrots and scrape them.

سر سبز هویج‌ها را جدا کرده و آن‌ها را بمالید.

training that relies more on the carrot than on the stick.

آموزشی که بیشتر به هویج تکیه دارد تا چوب.

She favoured a carrot-and-stick approach to teaching.

او روش هویج و چوبی را برای آموزش ترجیح می‌داد.

took a carrot-and-stick approach to the rehabilitation of juvenile offenders.

از روش هویج و چوبی برای توان‌بخشی مجرمان نوجوان استفاده کرد.

Peel the carrots and cut them into shreds.

هویج‌ها را پوست بگیرید و آن‌ها را به صورت رشته‌ای برش دهید.

Higher education grants are a carrot with which to entice students.

وام‌های آموزش عالی یک هویج هستند که برای ترغیب دانشجویان استفاده می‌شود.

carrots will promote cooperation over the environment far more effectively than sticks.

هویج‌ها همکاری را در مورد محیط زیست بسیار موثرتر از چوب ترویج خواهند کرد.

using both a carrot and a stick to keep allies in line.

با استفاده از هم چماق و هويج برای نگه داشتن متحدان در خط.

stowed carrots and potatoes in the root cellar.

هویج و سیب زمینی را در سرداب ریشه ذخیره کرد.

Best buys of the week are carrots, which are plentiful and cheap.

بهترین خریدها در این هفته هویج است که فراوان و ارزان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید