carve out
ایجاد کردن
carve a pumpkin
حکاکی کدو تنبل
carve a turkey
حکاکی گوشت بوقلمون
carve a statue
حکاکی مجسمه
wood carving
حکاکی چوب
stone carving
کندهکاری
carve up
خرد کردن
carve out of
از ... حکاکی کردن
carve the design in relievo
حک کردن طرح برجسته
carve a roast turkey.
یک گوشه باز کردن برای درست کردن مرغ بریان.
carve up an estate.
تقسیم یک املاک و مستغلات
carve the wood into a figure.
چکشی کردن چوب به شکل یک مجسمه.
carve a block of stone into a statue
یک قطعه سنگ را به مجسمه تبدیل کنید
an intricately carved door
یک درب حکاکی شده پیچیده
the wood was carved with runes.
چوب با رون ها حکاکی شده بود.
carve out a way through the enemy
یک راهی برای عبور از دشمن ایجاد کنید
She carved the chicken.
او مرغ را پوست گرفت.
The statue was carved out of marble.
مجسمه از مرمر حکاکی شده بود.
carve initials in the bark; carved out an empire.
حک کردن حروف اول در پوست درخت؛ حکاکی یک امپراتوری.
the carved fretwork; an intricately carved door; stood as if carven from stone.
تزئینات حکاکی شده؛ یک درب حکاکی شده پیچیده؛ ایستادند انگار از سنگ حکاکی شده بودند.
I was carved up by a lunatic in a Porsche.
من توسط یک دیوانه در یک پورشه تکه تکه شدم.
canals carved by the agency of running water.
کانالهایی که توسط آژانس آب جاری ایجاد شدهاند.
the altar was carved from a block of solid jade.
مذبح از یک بلوک یشم جامد تراشیده شده بود.
an inscription was carved over the doorway.
یک کتیبه بالای در حکاکی شده بود.
West Africa was carved up by the Europeans.
آفریقای غربی توسط اروپایی ها تقسیم شد.
the carve-up of the brewing industry by vested interests.
تقسیم صنعت آبجوسازی توسط ذینفعان.
intricately carved and fretted balustrades.
نرده های حکاکی شده و تزئین شده پیچیده.
emblems carved in bas-relief
نشان های حکاکی شده در برجسته کم
carve out
ایجاد کردن
carve a pumpkin
حکاکی کدو تنبل
carve a turkey
حکاکی گوشت بوقلمون
carve a statue
حکاکی مجسمه
wood carving
حکاکی چوب
stone carving
کندهکاری
carve up
خرد کردن
carve out of
از ... حکاکی کردن
carve the design in relievo
حک کردن طرح برجسته
carve a roast turkey.
یک گوشه باز کردن برای درست کردن مرغ بریان.
carve up an estate.
تقسیم یک املاک و مستغلات
carve the wood into a figure.
چکشی کردن چوب به شکل یک مجسمه.
carve a block of stone into a statue
یک قطعه سنگ را به مجسمه تبدیل کنید
an intricately carved door
یک درب حکاکی شده پیچیده
the wood was carved with runes.
چوب با رون ها حکاکی شده بود.
carve out a way through the enemy
یک راهی برای عبور از دشمن ایجاد کنید
She carved the chicken.
او مرغ را پوست گرفت.
The statue was carved out of marble.
مجسمه از مرمر حکاکی شده بود.
carve initials in the bark; carved out an empire.
حک کردن حروف اول در پوست درخت؛ حکاکی یک امپراتوری.
the carved fretwork; an intricately carved door; stood as if carven from stone.
تزئینات حکاکی شده؛ یک درب حکاکی شده پیچیده؛ ایستادند انگار از سنگ حکاکی شده بودند.
I was carved up by a lunatic in a Porsche.
من توسط یک دیوانه در یک پورشه تکه تکه شدم.
canals carved by the agency of running water.
کانالهایی که توسط آژانس آب جاری ایجاد شدهاند.
the altar was carved from a block of solid jade.
مذبح از یک بلوک یشم جامد تراشیده شده بود.
an inscription was carved over the doorway.
یک کتیبه بالای در حکاکی شده بود.
West Africa was carved up by the Europeans.
آفریقای غربی توسط اروپایی ها تقسیم شد.
the carve-up of the brewing industry by vested interests.
تقسیم صنعت آبجوسازی توسط ذینفعان.
intricately carved and fretted balustrades.
نرده های حکاکی شده و تزئین شده پیچیده.
emblems carved in bas-relief
نشان های حکاکی شده در برجسته کم
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید