etches

[ایالات متحده]/ˈɛtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈɛtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طراحی را بر روی یک سطح با استفاده از اسید یا ابزار نوک تیز حکاکی یا کنده کاری کردن؛ (احساسات) را به وضوح بر روی یک چهره نشان دادن؛ (احساسات) را به وضوح بر روی یک چهره آشکار کردن؛ در حافظه حکاکی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

etches memories

طرح‌ریزی خاطرات

etches designs

طرح‌ریزی طرح‌ها

etches images

طرح‌ریزی تصاویر

etches patterns

طرح‌ریزی الگوها

etches lines

طرح‌ریزی خطوط

etches thoughts

طرح‌ریزی افکار

etches art

طرح‌ریزی هنر

etches stories

طرح‌ریزی داستان‌ها

etches history

طرح‌ریزی تاریخ

جملات نمونه

the artist etches intricate designs on metal.

هنرمند طرح‌های پیچیده را روی فلز حک می‌کند.

she etches memories into her heart.

او خاطرات را در قلب خود حک می‌کند.

the experience etches a lasting impression.

تجربه یک تأثیر ماندگار را حک می‌کند.

he etches his name into the history books.

او نام خود را در کتاب‌های تاریخ حک می‌کند.

the designer etches patterns onto glass.

طراح الگوها را روی شیشه حک می‌کند.

time etches lines of wisdom on her face.

زمان خطوطی از خرد را بر چهره او حک می‌کند.

the memory of that day etches clearly in my mind.

خاطره آن روز به وضوح در ذهنم حک می‌شود.

he etches his thoughts into his journal.

او افکار خود را در دفترچه یادداشت خود حک می‌کند.

the craftsman etches beautiful scenes on wood.

صنعتگر صحنه‌های زیبا را روی چوب حک می‌کند.

nature etches its beauty into the landscape.

طبیعت زیبایی خود را در منظره حک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید