engraves

[ایالات متحده]/ɪnˈɡreɪvz/
[بریتانیا]/ɪnˈɡreɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برش دادن (حروف، طرح‌ها و غیره) بر روی یک سطح سخت؛ به طور عمیق در حافظه یا ذهن ثابت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

time engraves

زمان حک می‌کند

love engraves

عشق حک می‌کند

memory engraves

حافظه حک می‌کند

art engraves

هنر حک می‌کند

nature engraves

طبیعت حک می‌کند

history engraves

تاریخ حک می‌کند

pain engraves

درد حک می‌کند

wisdom engraves

حکمت حک می‌کند

experience engraves

تجربه حک می‌کند

truth engraves

حقیقت حک می‌کند

جملات نمونه

the artist engraves intricate designs on metal.

هنرمند طرح‌های پیچیده را روی فلز حک می‌کند.

he engraves his name on the trophy.

او نام خود را روی جام حک می‌کند.

the jeweler engraves a special message on the ring.

جواهرساز پیامی خاص را روی حلقه حک می‌کند.

she engraves beautiful patterns into the glass.

او الگوهای زیبا را روی شیشه حک می‌کند.

the company engraves logos on their products.

شرکت لوگوها را روی محصولات خود حک می‌کند.

he carefully engraves each detail of the sculpture.

او با دقت هر جزئیات مجسمه را حک می‌کند.

the craftsman engraves wood to create stunning art.

صنعتگر چوب را برای خلق هنر خیره‌کننده حک می‌کند.

she engraves memorials for the deceased.

او یادبود برای درگذشتگان حک می‌کند.

the machine engraves the design automatically.

دستگاه به طور خودکار طرح را حک می‌کند.

he engraves personal messages on gifts.

او پیام‌های شخصی را روی هدایا حک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید