cased

[ایالات متحده]/keist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک پوشش محافظ قرار داده شده؛ داخل گذاشته شده.
Word Forms
قسمت سوم فعلcased

عبارات و ترکیب‌ها

a cased firearm

یک سلاح آتش‌سوز با گلوله

جملات نمونه

the towers are of steel cased in granite.

برج‌ها از جنس فولاد با پوشش گرانیت هستند.

The bank was carefully cased before the robbery.

بانک قبل از سرقت به دقت بررسی شد.

The goods have been cased up for transport.

کالاها برای حمل و نقل بسته‌بندی شده‌اند.

cased the bank before robbing it.

قبل از سرقت، بانک را بررسی کرد.

The detective cased the area for clues.

مامور پلیس منطقه را برای یافتن سرنخ‌ها بررسی کرد.

He cased the jewelry store before the heist.

قبل از سرقت، مغازه جواهرات را بررسی کرد.

The thief cased the neighborhood before breaking in.

سارق قبل از ورود به محله، آن را بررسی کرد.

She cased the competition before launching her own business.

او قبل از راه‌اندازی کسب‌وکار خود، رقابت را بررسی کرد.

The spy cased the embassy for potential security weaknesses.

جاسوس سفارت را برای یافتن نقاط ضعف امنیتی احتمالی بررسی کرد.

He cased the bank to plan the robbery.

او برای برنامه‌ریزی سرقت، بانک را بررسی کرد.

The journalist cased the story before publishing it.

روزنامه‌نگار قبل از انتشار آن، داستان را بررسی کرد.

They cased the venue before setting up for the event.

آنها قبل از آماده‌سازی برای رویداد، مکان را بررسی کردند.

The security team cased the building for vulnerabilities.

تیم امنیتی ساختمان را برای یافتن آسیب‌پذیری‌ها بررسی کرد.

The hacker cased the network for potential entry points.

هکر شبکه را برای یافتن نقاط ورود احتمالی بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید