censurably flawed
نادرست و قابل انتقاد
censurably poor
بسیار ضعیف و قابل انتقاد
censurably offensive
مخرب و قابل انتقاد
censurably inadequate
ناقص و قابل انتقاد
censurably biased
جانبدار و قابل انتقاد
censurably misleading
گمراه کننده و قابل انتقاد
censurably simplistic
غیر دقیق و قابل انتقاد
censurably exaggerated
اغراق آمیز و قابل انتقاد
censurably questionable
مشکوک و قابل انتقاد
his actions were censurably reckless during the meeting.
اقدامات او در طول جلسه به طرز قابل سرزنش بیاحتیاطانه بود.
the film was censurably violent for a children's show.
فیلم برای یک برنامه کودک به طرز قابل سرزنش خشونتآمیز بود.
her remarks were censurably inappropriate for the occasion.
اظهارات او برای آن مناسبت به طرز قابل سرزنش نامناسب بود.
he faced criticism for his censurably poor judgment.
او به دلیل قضاوت به طرز قابل سرزنش ضعیفش مورد انتقاد قرار گرفت.
the company's censurably unethical practices were exposed.
رفتار غیراخلاقی به طرز قابل سرزنش شرکت آشکار شد.
her censurably selfish behavior alienated her friends.
رفتار خودخواهانه به طرز قابل سرزنش او دوستانش را از او دور کرد.
there were censurably misleading statements in the report.
در گزارش اظهارات گمراه کننده به طرز قابل سرزنش وجود داشت.
his censurably biased opinions affected the discussion.
نظرات جانبدارانه به طرز قابل سرزنش او بر بحث تأثیر گذاشت.
the incident was deemed censurably negligent by the authorities.
این حادثه توسط مقامات به عنوان سهل انگاری به طرز قابل سرزنش تلقی شد.
her censurably hasty decisions led to several mistakes.
تصمیمات عجولانه به طرز قابل سرزنش او منجر به چندین اشتباه شد.
censurably flawed
نادرست و قابل انتقاد
censurably poor
بسیار ضعیف و قابل انتقاد
censurably offensive
مخرب و قابل انتقاد
censurably inadequate
ناقص و قابل انتقاد
censurably biased
جانبدار و قابل انتقاد
censurably misleading
گمراه کننده و قابل انتقاد
censurably simplistic
غیر دقیق و قابل انتقاد
censurably exaggerated
اغراق آمیز و قابل انتقاد
censurably questionable
مشکوک و قابل انتقاد
his actions were censurably reckless during the meeting.
اقدامات او در طول جلسه به طرز قابل سرزنش بیاحتیاطانه بود.
the film was censurably violent for a children's show.
فیلم برای یک برنامه کودک به طرز قابل سرزنش خشونتآمیز بود.
her remarks were censurably inappropriate for the occasion.
اظهارات او برای آن مناسبت به طرز قابل سرزنش نامناسب بود.
he faced criticism for his censurably poor judgment.
او به دلیل قضاوت به طرز قابل سرزنش ضعیفش مورد انتقاد قرار گرفت.
the company's censurably unethical practices were exposed.
رفتار غیراخلاقی به طرز قابل سرزنش شرکت آشکار شد.
her censurably selfish behavior alienated her friends.
رفتار خودخواهانه به طرز قابل سرزنش او دوستانش را از او دور کرد.
there were censurably misleading statements in the report.
در گزارش اظهارات گمراه کننده به طرز قابل سرزنش وجود داشت.
his censurably biased opinions affected the discussion.
نظرات جانبدارانه به طرز قابل سرزنش او بر بحث تأثیر گذاشت.
the incident was deemed censurably negligent by the authorities.
این حادثه توسط مقامات به عنوان سهل انگاری به طرز قابل سرزنش تلقی شد.
her censurably hasty decisions led to several mistakes.
تصمیمات عجولانه به طرز قابل سرزنش او منجر به چندین اشتباه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید