the coach spoke chasteningly to the team after their disappointing loss.
مربی به طور ناامید کنندهای به تیم سخن گفت پس از بازی بازندهشان.
her chasteningly honest feedback helped me improve significantly.
نظرات صادقانهاش به طور ناامید کنندهای من را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
the documentary presented a chasteningly realistic portrayal of the climate crisis.
مستند به طور ناامید کنندهای یک تصویر واقعگرایی از بحران اقلیمی ارائه داد.
he chasteningly reminded everyone that success requires constant effort.
او به طور ناامید کنندهای به همه یادآوری کرد که موفقیت نیاز به تلاش مداوم دارد.
the historian offered a chasteningly critical analysis of the empire's legacy.
تاریخگر یک تحلیل ناامید کنندهای از ارث امپراتوری ارائه داد.
the experience served as a chasteningly humbling lesson for the young entrepreneur.
این تجربه به عنوان یک درس ناامید کنندهای برای کسبوکار جوان عمل کرد.
the article was chasteningly direct in its criticism of government policies.
مقاله به طور ناامید کنندهای در انتقاد به سیاستهای دولت مستقیم بود.
she chasteningly observed that pride often precedes a fall.
او به طور ناامید کنندهای گفت که افتخار اغلب قبل از سقوط میآید.
the mentor's chasteningly gentle correction inspired his student to work harder.
اصلاحات نرم مربی به طور ناامید کنندهای دانشجویش را به کارکرد بیشتر تشویق کرد.
the results delivered a chasteningly clear message about the need for reform.
نتایج یک پیام ناامید کنندهای واضح درباره نیاز به اصلاح ارسال کردند.
his chasteningly modest response impressed the selection committee.
پاسخ بسیار سادهاش به طور ناامید کنندهای کمیته انتخاب را در جهت مثبت تأثیر گذاشت.
the documentary took a chasteningly uncompromising look at urban poverty.
مستند به طور ناامید کنندهای به نگاهی بدون تنازلی درباره فقیری شهری نگاه کرد.
the coach spoke chasteningly to the team after their disappointing loss.
مربی به طور ناامید کنندهای به تیم سخن گفت پس از بازی بازندهشان.
her chasteningly honest feedback helped me improve significantly.
نظرات صادقانهاش به طور ناامید کنندهای من را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.
the documentary presented a chasteningly realistic portrayal of the climate crisis.
مستند به طور ناامید کنندهای یک تصویر واقعگرایی از بحران اقلیمی ارائه داد.
he chasteningly reminded everyone that success requires constant effort.
او به طور ناامید کنندهای به همه یادآوری کرد که موفقیت نیاز به تلاش مداوم دارد.
the historian offered a chasteningly critical analysis of the empire's legacy.
تاریخگر یک تحلیل ناامید کنندهای از ارث امپراتوری ارائه داد.
the experience served as a chasteningly humbling lesson for the young entrepreneur.
این تجربه به عنوان یک درس ناامید کنندهای برای کسبوکار جوان عمل کرد.
the article was chasteningly direct in its criticism of government policies.
مقاله به طور ناامید کنندهای در انتقاد به سیاستهای دولت مستقیم بود.
she chasteningly observed that pride often precedes a fall.
او به طور ناامید کنندهای گفت که افتخار اغلب قبل از سقوط میآید.
the mentor's chasteningly gentle correction inspired his student to work harder.
اصلاحات نرم مربی به طور ناامید کنندهای دانشجویش را به کارکرد بیشتر تشویق کرد.
the results delivered a chasteningly clear message about the need for reform.
نتایج یک پیام ناامید کنندهای واضح درباره نیاز به اصلاح ارسال کردند.
his chasteningly modest response impressed the selection committee.
پاسخ بسیار سادهاش به طور ناامید کنندهای کمیته انتخاب را در جهت مثبت تأثیر گذاشت.
the documentary took a chasteningly uncompromising look at urban poverty.
مستند به طور ناامید کنندهای به نگاهی بدون تنازلی درباره فقیری شهری نگاه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید